تبليغاتX
EMBED name=kafrashi_blog pluginspage=http://www.macromedia.com/go/getflashplayer align=middle src=http://www.yaronline.com/kafrashi_blog.swf?media=sps.RoozeMood width=130 height=70 type=application/x-shockwave-flash autostart="true" loop="-1" ? allowScriptAccess="sameDomain" bgcolor="#000000" quality="high"> Persian Directory

*
*
*
*
*
*
*
EMBED src="http://www.parssms.com/midfile/lovestory.mid" width="0" height=0 type=audio/x-pn-realaudio-plugin LOOP="true"> زنجیر عشق
هر كس نبندد بر دلبري دل يا آدمي نيست یا دل ندارد
 ضرورت آموختن هنر عشق ورزيدن 1

 

"عشق" عبارت است از رغبت جدي به زندگي و پرورش آنچه بدان مهر مي ورزيم. عشق آن معجزه اي است كه بوسيلبه آن من به دنياي ديگري راه مي يابم و از آن راه خود و ديگري و آدمي را بطور بطور كلي كشف مي كنم. و انسان عاشق، انسان واقعي است كه هنر گيرا و معجزه آساي دوست داشتن را فرا گرفته است، انساني است كه عشق، شرط بقا و رشد او شده است.

                                           

"اي عاقلان، اي عاقلان، با عشق گرديد آشنا." كيست كه نخواهد با عشق آشنا گردد و اين دعوت مولوي را با آغوش باز نپذيرد؟ ولي درد انست كه همه سخن از عشق بر زبان مي آوريم و به دنبال عشق مي گرديم و همينكه مي خواهيم با اين طلسم آشنا شويم از شرح ان عاجز مي مانيم و حتي عاشقي چون مولوي بي اختيار اذعان مي كند كه:

هر چه گويم عشق را شرح و بيان             چون به عشق آيم خجل گردم از ان

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت       شرح عشق و عاشقي هم عشق گفت

بدين شكل، گويي كسي معناي عشق را نمي داند و معهذا در پي مهر و عشق ورزي و دوست داشتن اند. ما خاطر خواه هم مي شويم، دلمان براي يكديگر غنج مي زند، دل مي دهيم و قلوه مي گيريم، از داغ عشق پروانه وار مي سوزيم، قربان هم مي رويم، فداي شكل ماه دلبر خود مي شويم و براي يكديگر مي ميريم. آري، عاشق مي شويم – آن هم چه عشقي – و چه كارها كه نمي كنيم و چه عباراتي كه بر سر و روي هم نمي ريزيم. وقتي كه عاشق مي شويم گويي پيش از ما هيچ كس معناي عشق راستين را نمي دانسته و عشقي بشدت و حقيقت عشق ما تا انزمان وجود خارجي نداشته است و چون معشوق از ما رو بر ميگرداند، و يا به گمانمان به عشق ما خيانت مي كند، آنگاه منكر هر گونه عشق مي شويم و دنيا را بصورت انبوهي از موجودات بي حقيقت و خودخواه مي بينيم...و بهمان نحو، در سراسر اين جهان پهناور ، همه جا و همه روز، هزاران پير و جوان به خيال خود عاشق مي شوند. از عشق زن گرفته تا عشق ميهن و دين و اجتماع – و از آن هم رو بر ميگردانند و باز هر چه پيش مي آيد، همه بي آنكه قادر به تشريح اين معماي حيات باشند، بي اختيار به دنبال آنند كه به هر قيمت خود را در پناه آن قرار دهند.

آري، همه به خيال خود و به نحوي عاشق مي شوند يا سخن از عشق مي آورند و هر كس از اين كلمه آشنا مفهومي جداگانه دارد. يكي عشق زن و مرد را هوسي گذران و ان را درخور عشق واقعي نمي داند و ديگري همان را بالاترين مظهر عشق انساني تلقي ميكند. يكي عشق كودكان را يگانه نوع عشق پاك مي خواند و ديگري كه عشق را تركيبي از رشد و مراقبت و مسئوليت مي داند، كودكان را مطلقا عاجز از عشق تصور مي كنند، يكي به حيوان و گياه عشق مي ورزد و ديگري عشق هايي چون عشق به خدا يا عشق به وطن و يا عشق به علوم و ادبيات و كار را اصيل مي شناسد، يكي خيال مي كند دوست داشتن جنبه انحصاري دارد و آن كسي كه به راستي عاشق است خود بخود همه چيز دنيا را به خاطر معشوق خود كنار مي گذارد و همه چيز خود را فداي او مي كند و ديگري نه تنهاد چنين عشق هايي را ناسالم و زيانبخش و يا تخريبي تلقي ميكند بلكه عشق واقعي را عشقي مي داند كه همه چيز و همه كس را فرا مي گيرد. يكي دليل عشق را در رنج و محنت و فداكاري و اندوه مي داند و ديگري فقط ان عشقي را سالم و حقيقي مي داند كه توام با خوشبختي و شادي و كار توليدي باشد. يكي عشق را در بيزار شدن از خويش و از دست دادن عقل  و ترك لذات نفساني تشخيص مي دهد و ديگري به كلي معتقد است عشق به ديگران و عشق به خويش نه تنها با هم مغايريت ندارد بلكه لازم و ملزوم يكديگر است و در نتيجه يگانه شكل حقيقي عشق را بكار انداختن همه نيروهاي روحاني و جسماني  انسان متجلي مي شود.

 

شرط آشنايي با پديده عشق – كه احساسي اساسا و اصالتا انساني است -  در درجه اول تجزيه و تحليل علمي و كامل از قوانين رشد انساني و علم زندگي روحي و جسماني فرد بشر است. براي بشر كم خطر ترين و روشن ترين راه نجات از زندان تنهايي و جدائيش فقط از راه عشق زايا امكان پذير است. تنها از راه عشق زايا است كه انسان، در عين حالي كه با ديگران مرتبط مي شود، تماميت منحصر بفرد خود را نيز حفظ مي كند و قواي خلاق خود را به حداكثر امكان گسترش مي دهد. عشق زايا به او اجازه مي دهد كه ديوار جدايي خود را با جهان خارج و با ديگران از ميان بردارد و بر آنها احاطه يابد.

بسياري از مردم خيال مي كنند كه دوست داشتن آسانترين كارهاست و فقط بسته به آن است كه انسان نيكبخت باشد و معشوقي خوب بدست آورد. حقيقت امر آن است كه عشق ، احساس بسيار مشخص انساني است كه مي تواند به همه دست بدهد ولي بر خلاف تصور معمول رسيدن به ان مستلزم شرايط بسيار است. عشق واقعي، يعني ان عشق زايايي كه ريشه هايش در قدرت زايا بودن انسان باشد. عشق واقعي نيرويي است كه تحصيل ان در شمار هنرهاي مشكل زندگي است و در اين زمينه بايد گفت كه بين عشق مادر به فرزند و عشق جنسي يا عشق به چيزهاي ديگر و يا حتي عشق به نفس فرق اساسي نيست. ماهيت اين عشق ها يكي است و تنها موضوعات شان متفاوت است. ماهيت عشق به هر چه تعلق گيرد، مركب از توجه و دلسوزي، مسئوليت، احترام و دانايي كامل به موضوع عشق است. به قول مولانا:

عشق جز دوست و عنايت نيست            جز گشاد دل و هدايت نيست

آن كس كه با دنياي خارج و با ديگران و نيز با نفس خود، رابطه عشق برقرار مي كند، با حس مسئوليت و احترامي كه شرط عشق است به دنبال شناسايي كامل موضوع عشق خود مي رود و با توجه مداوم و كار توليدي خود ان موجود يا چيزي را كه مورد علاقه اوست به سرحد كمال برساند. اگر موضوع عشق موجودي زنده باشد، شرط عشق آنست كه انسان بتواند به قوانين عيني رشد و تكامل آن آشنايي كامل حاصل كند و سپس با حرارت و دانش عشق خود، اور را در راه تكامل روز افزون و همه جانبه اش ياري كند و در اين فراگرد توليدي، تكامل خود را نيز ميسر سازد. اگر عشق به موضوعي تجريدي يا پديده اي از نوع هدف هاي اجتماعي يا علم هنر يا دين و يا وطن تعلق گيرد، به همان نحو بايد درصدد ان باشد كه در وهله اول به ماهيت آن پديده ها پي ببرد و پس از آشنايي با قوانين تحول آنها در پيشزفت و تكاملشان قدم بردارد و بالطبع انساني كه بدين شكل خود را با نيروي عشق مجهز مي كند، نسبت به عشق خود نيز با توجه و حس مسئوليت رفتار مي كند، چنين انساني نخواهد گذاشت كه شخصيت و تماميت يكتاي او فداي پاره اي از ملاحظات گذران و بي اساس اشباع گردد. من جمله به هيچ وجه حاضر نخواهد شد كه زندگي او، يعني يگانه ميراث مقدسي كه به او رسيده دستخوش هوي و هوس خود و ديگران شود:

عشق هايي كز پي رنگي بود           عشق نبود عاقبت ننگي بود

در نتيجه، چنين انساني در عين حال كه با نور و حرارت عشق خود دنياي اطرافش را روز به روز زيباتر و غني تر مي كند، به نيازمندي هاي واقعي روح وبدن خود نيز مي رسد و با ارتباط متحركي كه با دنياي خارج برقرار مي سازد هر دم به ميزان امكانات و قدرت دروني خود مي افزايد.

عشق يگانه پاسخ كافي و عاقلانه به مسئله هستي انسان است و با اين همه بيشتر آدميان نمي توانند امكانات گوناگون خود را در اين زمينه به كار اندازند و از راه عشق راستين يعني عشقي كه از بلوغ و خودشناسي و شجاعت تركيب يافته باشد، به سعادت حقيقي نايل گردند. اين ناتواني علل بيشماري دارد ولي موانع موجود در راه عشق هر چه باشد، قدر مسلم آن است كه عشق ورزي حالتي تجريدي نيست، بلكه قبل از هر چيز هنر است كه بايد اموخته شود، هنري دشوار و عالي كه تمرين مداوم و هوشياري و تمركز ذهن و روشن بيني بسيار نياز دارد.

آنان كه مي خواهند خود و همنوعان خود را از راه عشق ورزيدن بشناسند و از آن راه هم بر تنهايي خود فائق آيند و هم از شادي و صفاي حقيقي برخوردار گردند، بايد به كسب اين هنر خلاق بپردازند، و با جبر و مجاهدت تام به رموز ان آشنا شوند.

درسهاي زندگي

لذت حيواني است، شادي انساني است، و سعادت آسماني. لذت به بندت مي كشد، زنجير به دست و پايت مي آويزد. شاد بودن ريسمان بيشتري مي دهد، كمي بيشتر آزادي، اما فقط كمي آزادي، سعادت آزادي مطلق است. به عروجت مي خواند، پر پروازت مي دهد.   اوشو

به كمي سبكسري نياز داري تا از زندگي لذت ببري و به كمي شعور تا از لغزش ها بپرهيزي. همين كافي است. پيوند جنسي هرگز كسي را ارضاء نكرده است. اين پيوند بيشتر و بيشتر عدم رضايت ايجاد ميكند. پيوند جنسي هرگز كسي را به كمال نرساند. با كمال بيگانه است. پيوند جنسي زماني معنا مي يلبد كه با عشق همراه باشد. پس عشق و پيوند جنسي بهم مي اويزند و عشق مركزيت عظيم تري است، مركزيت والاتر. انگاه كه پيوند جنسي به عشق گره ميخورد بالا و بالاتر جريان مي يابد.

آنانكه در زيستن در لحظه لذت نمي برند، شهوت زندگي در آينده را در سر مي پرورانند. شهوت براي زيستن همواره به آينده نظر دارد. تاخير ماهيت اوست. مي گويند: نمي توانيم امروز لذت ببريم، بنابراين فردا لذت خواهيم برد.

زني سعادتمند است كه مطيع شوهر باشد. مثل يوناني

هيچ چيز زيباتر و بهتر از زندگي مرد و زني نيست كه در كمال توافق فكري خانه خود را اداره ميكنند.

در موقع خريد پارچه حاشيه آنرا خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن. مثل آذربايجاني

اگر زني خواست كه تو  بخاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار. مثل تركي

ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو "زنده" مي شوند و اگر  "بد" شد ، هر دو مي ميرند. سعيد نفيسي

كسي كه زن خوب بدست آورد بزرگترين سرمايه را بدست آورده است. مثل چيني

زن آئينه ايست كه چهره هاي گرفته را خندان و صورتهاي پير را جوان نشان ميدهد. هردود

زيبايي بدون عفت و فضيلت چون گلي خوشرنگ اما بي عطر است. سقراط

عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت مي برد. افلاطون

عشق معمولا يك نوع عذاب است اما محروم بودن از ان مرگ است. شكسپير

هر جا كه عشق خيمه زند جاي عقل نيست. سعدي

مرده بدم، زنده شدم، گريه بدم خنده شدم، دولت عشق امد و من دولت پاينده شدم. مولوي

فقر بدترين نگهبان عفت است. مثل ايتاليايي

فقر و مسكنت مرد را به خيانت و زن را به فحشاء سوق مي دهد. هوگو

آنكه نيك بختي خود را بدست ديگري ميداند بسي ناكامي خواهد كشيد. حجازي

بدبختي ها را فراموش كنيد تا خوشبخت شويد و اگر خوشبختي ها را از ياد ببريد آدم بيچاره و بدبختي خواهيد بود. مترلينگ

تو از بدبختي خود ناله ميكني، اگر ملاحظه كني كه ديگران چقدر رنج مي كشند آهسته تر ناله خواهي كرد. شيلون

تا زماني كه ننگ و جنايت دوام دارد، هيچ نديدن و نشنيدن براي من منتهاي خوشبختي است. ميكلانژ

اگر به دوستي علاقمندي از خواهش و اصرار او را آزار نرسان كه از چشم او مي افتي.

دوستي مثل اسناد كهنه است قدمت تاريخ ان را قيمتي ميكند. گوته

هر گاه ميخواهي با كسي دوستي كني بيشتر از همه ببين كه فهم او چه اندازه است، نيك و بد را در چه ميداند، افتخار و اهانت را چه مي شمارد، نيكبختي او در چه چيز است؟ مارك اورل

با زني ازدواج كنيد كه اگر مرد مي بود بهترين دوست شما مي شد. بردون

براي شوهر دانش لازم است، براي زن نجابت. ژرژهرات

بهترين نگهبان سعادت در يك خانواده، عشق زن و شوهر نسبت بيكديگر است. دومون لوزير

پيش از ازدواج چشم ها را خوب باز كنيد و بعد از آن كمي آنها را روي هم بگذاريد. فرانكلين

تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن. مثل چيني

دو نوع زن وجود دارد، با يكي ثروتمند ميشوي و با ديگري فقير. مثل آفريقايي

زناشويي عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي و سه سال جنگ و سي سال تحمل.  تن

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط حمید در یکشنبه چهارم فروردین 1387  |
 وبلاگ جدید من

دوستان عزیز سلام

 

 این وبلاگ به ادرس زیر انتقال یافت:

 

زنجیر عشق: www.lovechain.blogfa.com

       

 

از این که مدت زیادی منو همراهی کردید و به من دلگرمی دادید بی نهایت از تک تک شما عزیزان ممنون و سپاسگزارم. این وبلاگ بدلیل فیلترینگ مخابرات در بعضی از مراکز و شهرها، به آدرس زیر انتقال یافت و تا اطلاع ثانوی  به روز نمی شود.. خوشحال میشم دوباره با من همسفر باشین. ضمنا از کلیه عزیزانی که این وبلاگ را در لینک پیوند دوستان خود دارند، خواهشمندم که وبلاگ جدید را نیز لینک کنند. من همه شما عزیزان را در وبلاگ جدید لینک کرده ام. بار دیگه از همگی شما نهایت تشکر را دارم.

 

وبلاگ جدید من:

 

زنجیر عشق: www.lovechain.blogfa.com

      

 

|+| نوشته شده توسط حمید در جمعه چهارم خرداد 1386  |
 چه موقع کمکی از شما ساخته نیست؟

سلام نخستين به هزاران مي ارزد. هر كه را كه سلامت كرد، تازه رويانه سلام كن.

     سلام دوستان عزیز و گلم!

میدونم این پست هم طولانی و طاقت فرساست. اما توصیه میکنم حتما این اخرین پست من را منت نهاده و بخونید، خصوصا متاهل ها . از توجه شما بی نهایت ممنونم. از نازنین عزیز بخاطر بروزرسانی این پست و از همدرد عزیز بخاطر ارسال دو عکس زیباش بی نهایت ممنون و سپاسگزارم.

                      

چه موقع کمکی از شما ساخته نیست؟

در هر رابطه ای لحظه ای فرا میرسد که می خواهید تلاش کنید ، صبورتر باشید و به نامزد یا همسرتان احساس امنیت کافی بدهید، تا روی پیشرفت خود کار کند اما متاسفانه در برخی روابط، دیگر زمانی فرا میرسد که می بایست پیش خودتان اعتراف کنید ، همسر یا نامزدتان نمی خواهد تغییر کند. با این که شما مایلید و تلاش می کنید تا خود را تغییر دهید ، اما تلاش های شما بی نتیجه و بیهوده خواهد بود.

شاید گاهی وقتها برایتان پیش امده است که حتی زمانی که بحد کافی به نامزد / همسر خود عشق می ورزید، انتظار دارید او نیز این مقدار عشق را بشما انعکاس دهد، ولی در واقع چنین نمی شود. بعضی اوقات، مردها کمی ا لحاظ عاطفی و احساسی بازتر و پذیراتر هستند اما نه به اندازه ای که برای موفقیت و التیام در رابطه کافی باشد. گاهی وقتها ، این فرایند بسیار طول میکشد و دران موقع شما چنان عصبانی هستید که عشق انها دیگر حتی بدردتان نمی خورد.

در بعضی از میل هایی که در این چند ماه اخیر دریافت کردم، متاسفانه راهکردها، توصیه ها، راهنمایی ها و کمک های من در حد مطلوب و ایده ال نتیجه بخش و موثر واقع نشد تنها به این دلیل که تغییر و تحول و تلاش یک طرفه بود. بدین معنی که مثلا تنها خود او توصیه ها و راهکردهای پیشنهادی را انجام میداد و همسرش از چنین تلاش یا توصیه هایی بی بهره بود.

تنها به یک شرط می توان به مردی کمک کرد تا از لحاظ احساسی و عاطفی بازتر شود که او نیز مایل باشد به خودش کمک کند. او نیز همسو و همگام با همسرش تغییر کند و برای التیام و بهبود رابطه خود، هماهنگ و هم جهت با سرعتی یکسان با همسرش تلاش کند.

یکی از بزرگترین اشتباه های زن ها این است که بدون ان که به اطلاع نامزد یا همسر شان برسانند، برای رابطه خودشان دستور جلسه ی صادر می کنند و یک تنه برای اجرای ان دست و پا می زنند.

البته که عشق می تواند روی زندگی یک مرد تاثیر بگذارد و حمایت، امنیت و شوق و جراتی را که به ان نیاز دارید تا با دنیای درونی احساساتش روبرو شود را به او بدهد، اما تمام تلاش ها، صحبت ها، اشک ها و گریه هایتان هرگز موثر واقع نخواهد شد مگر انکه او ( همسر شما) نیز نسبت به رشد شخصی و پیشرفت و موفقیت خودش متعهد باشد و می بایست که خودش نیز بخواهد، تنها در این صورت است که می توانید کمکش کنید و با تلاش یکدیگر رابطه خود را بهبود و التیام بخشید.

باید از همسر خود بپرسید که ایا او نیز همانند شما مایل است و میخواهد که تغییر کند و برای التیام و بهبود رابطه تان تلاش نماید یا نه؟

چه موقع کمکی از شما ساخته نیست؟

۱-بیش از ان چه او بخود عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید.

۲-رفتار، نگرش و برخورد نامزد یا همسرتان به زندگی برخوردی است منفی و از روی عجز و درماندگی

۳-دیگران را بخاطر مشکلاتش سرزنش می کند و از پذیرفتن مسئولیت نقشی که خود در این زمینه داشته، سرباز می زند.

۴-اعتیادهای مخربی دارد که از رویارویی با انها و ترکشان سرباز می زند( نظیر مواد مخدر، الکل، قمار و ...)

۵-به طرزی مزمن معتاد به کنترل دیگران است و سر همه موارد با شما یک نبرد قدرت راه می اندازد.

۶-بواسطه وقایع گذشته زندگیش، احساس گناه دارد و از اعتماد به نفس چندانی برخوردار نیست.

۷-مدام بخاطر رفتارها و برخوردهایش عذر و بهانه می اورد ، یا فقط میگوید: " من همینم که هستم. "

۸-از دریافت مشاوره یا کمک حرفه ای( مشاوره، روانکاری، کتاب خواندن و ...) برای خود و یا رابطه اش امتناع می ورزد.

۹-بشما میگوید که نمیخواهد تغییر کند.

بیاد داشته باشید که موارد فوق نشانه های هشدار دهنده ای هستند ، هرگز انها را نادیده نگیرید. با همسرتان در رابطه با ترس هایتان صحبت کنید و این ترس ها را جدی بگیرید. و بیاد داشته باشید : " بمنظور ان که رابطه ای موفق باشد، به دو انسان متعهد نیاز است، نه یکی ".

           

بشما زنان توصیه میشود این 6 اشتباه بزرگ را در رابطه با نامزد / همسرتان مرتکب نشوید:

۱-در حق مردان مادری کرده و با انان مانند بچه رفتار می کنید:

هنگامیکه با یک مرد مانند پسر کوچکی رفتار می کنید، او نیز شما را مایوس نکرده و مانند بچه ای کوچک با شما رفتار خواهد کرد. هنگامیکه انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشید او نیز ناتوان، در مانده و ضعیف می نماید.

زنان چگونه در حق مردان مادری می کنند:

در حق انها زیاده از حد مفید واقع شدن و انجام دادن کارهایی که می بایست خودشان انجام دهند. مثلا: به دنبال کلیدش می گردید، کراواتش را درست می کنید، لباسهایش را شما انتخاب می کنید و ...

به این دلیل در حق مردان خود مادری می کنید تا انها را بخود وابسته سازید، وقتی سخت تلاش می کنید تا کلیه نیازهای شوهران خود را براورده کنید، او را شدیدا بخود وابسته می کنید.

مادری کردن باعث منزجر شدن مرد و طغیان کردن او خواهد شد. این کار به مرد احساس ناتوانی و بی لیاقتی خواهد بخشید و در نتیجه اعتماد به نفس او پایین امده و رفتارش بپگانه می شود. مادری کردن، عشق ، حرارت و شور حال رابطه شما را به مرور زمان خواهد کشت.

از انجام کارهایی که همسرتان خود می تواند انجام دهد، پرهیز کنید. با همسرتان بمانند فردی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید. اطلاعاتی که خودش می بایست بخاطر داشته باشد، به او یاداوری نکنید.

انگونه که مادرها با بچه هایشان صحبت می کنند، با او صحبت نکنید. مسئولیت هایی که دوست دارید به عهده بگیرد به او واگذار کنید.

۲-زنان خود و ارزش هایشان را زیر پا گذاشته و در مقایسه با مردان ، خود را در مقام دوم قرار می دهند:

   علاقه ها، عادت ها و فعالیت های شخصی خود را زیر پا نگذارید.

   رابطه خود را با ان دسته از دوستان(خوب) و فامیل هایی که مورد علاقه همسرتان نیست، قطع نکنید.

    از لحاظ احساسی بوقلمون صفت نشوید و به هر رنگی که نامزد یا همسرتان بخواهد، در نیایید.

 برای اینکه رویاها ی مورد علاقه تان را تحقق بخشید، رویاهای خود را بکلی فراموش نکنید.

 وقتی که شخصیت خود را برای این که بیشتر دوست داشته شوید و مورد توجه قرار بگیرید، زیر پا می گذارید، نتیجه این خواهد شد که خودتان را کمتر دوست خواهید داشت.

 هرگاه یکی از علایق، دلخوشی ها، دوستان و یا رویاهای خود را به امید جلب توجه و دریافت محبت و عشق مردی زیر پا می گذارید، بخشی از وجود و شخصیت خود را از دست می دهید. هر چه بیشتر فدا کنید، کمتر از شما چیزی بجا میماند تا جاییکه یک روز هوشیار می شوید که احساس می کنید از درون تهی شده اید و چیزی از وجود واقعیتان باقی نمانده است و تمامی ان چه که بودید را دور انداخته اید تا شخص دیگری باشید.

 این از دست دادن خود، در اکثر موارد با خشم و افسردگی توام خواهد بود، بطوریکه انزجار زیادی را نسبت به خود و ان چه که مرتکب شده اید، احساس خواهید کرد و متعاقب ان احترام شخصی و اعتماد به نفستان را نیز بکلی از دست خواهید داد و نسبت به مردی که بخاطر او همه این کارها را کرده اید نیز انزجار و تنفر و عصبانیت زیادی در خود احساس خواهید نمود. مهم تر از همه، این که ممکن است در مقابل این همه فداکاری که کرده اید، انچنان که شما می خواستید و انتظار داشتید، دوستتان نداشته باشند و مورد توجه او قرار نگیرید.

۳-زنها عاشق توانایی های یک مرد می شوند:

  • زنان به ماموریت نجات روحی می روند و مردهایی را می یابند که مایل نیستند بخود کمک کنند، اما سعی می کنید به انها کمک کنید.
  • مردهایی را می یابید که دوستتان ندارند و یا با شما خوش رفتار نیستند، اما همچنان به رابطه با انها ادامه می دهید.

حقیقت این است که اگر مردی بقدر کافی خودش دوست داشته باشد، حتما تغییر خواهد کرد. زنهایی که عاشق پتانسیل های یک مرد می شوند، اغلب اعتماد به نفس چندانی ندارند و احساس خوبی نسبت بخود ندارند.

داشتن رابطه سالم با یک مرد به معنای عشق ورزیدن به کسی است که در زمان حال می باشد، نه عشق ورزیدن به کسی که در اینده به ان تبدیل خواهد شد.

مردی را پیدا کنید که مسئولیت سر و سامان دادن به زندگیش را خودش بعهده بگیرد. اشکالی ندارد به همسرتان در تغییراتی که مایل به انجام است، کمک کنید. هنگامیکه دو نفر یکدیگر را دوست دارند، توانایی بالقوه انها به بالفعل تبدیل می شوند، اما نکته ای که در این جا حائز اهمیت است، این است که حتما بمانند یک تیم کار کنید و مردتان نیز بهمان اندازه شما متعهد به کار کردن بر روی خود و رشد شخصیتش باشد.

۴-زنان استعدادها و توانایی های خود را دست کم گرفته و یا گاهی اوقات انها را مخفی می کنند:

راجع به خودتان با کلمات تحقیر امیز صحبت کرده و خودتان را بخاطر کوچک ترین اشتباهی که مرتکب شده اید، پایین می اورید. طوری رفتار می کنید که گویی خودتان را دوست ندارید.

استعداد و توانایی هایتان را از مردان زندگیتان پنهان می کنید به این دلیل که تصور می کنید با این کار انها شما را بیشتر دوست خواهند داشت یا اینکه در نظر دیگران خیلی مغرور جلوه می کنید.

پنهان کردن توانایی ها و استعدادهای شما، عشق و شور و حرارت رابطه تان را می کشد. مردها بیشتر به سمت توانایی ها و استعدادها جذب می شوند و ضعف و عدم توانایی، انها را سرد میکند. چرا که خود اموزش دیده اند که باید لایق، توانا، و با استعداد باشند و چنانچه همین خصایص را در شخص دیگری ببیند، جذب او خواهد شد.

یکی از دلایل عمده ای که باعث روابط مخفیانه و یا خیانت زن و مرد بیکدیگر می شود همین مسئله می باشد. وقتی در زندگی بین زن و شوهری بنا به هر دلیلی خلاء ای بوجود می اید، او سعی میکند این خلاء را در جای دیگر و با کس دیگری پر کند. مثلا وقتی زنی از لحاظ جنسی ارضاء نمیشود و یا مورد بی توجهی مرد خود قرار میگیرد، او بتدریج سعی میکند تا این خلاء را با برقراری رابطه نامشروع با دیگری پر کند. در بعضی از میل هایی که دریافت نمودم این موضوع کاملا مشهود بود.

هنگامی که عادت دارید استعدادهای خود را از نامزد یا همسر خود پنهان کنید، در نهایت ان استعدادها را از خودتان نیز پنهان خواهید کرد: " از دل برود هر ان که از دیده برفت. "

۵-زنان از موضع ضعف برخورد می کنند:

به این امید که بیشتر دوست داشته شوید خود را قربانی می کنید. احترام شخصی، عزت نفس و هم چنین اعتماد به نفستان را فدا می کنید تنها به این امید که مردی شما را دوست داشته باشد.

عزت نفس خود را همواره حفظ کنید. هرگاه از موضع ضعف با نامزد یا همسرتان برخورد می کنید، به او اجازه می دهید تا رفتاری محترمانه با شما نداشته باشد و در این حالت است که احترام شخصی و عشق بخودتان را نیز از دست می دهید.

این موضوع چرخه ای معیوب را سبب می شود و معمولا چنین بکار می افتد که به یک مرد اجازه می دهید با شما بدرفتاری کند، شاید با اسم ها و لقب های نامناسب صدایتان می زند. هنگامیکه ناراحت هستید، توجه چندانی بشما نمی کند و سعی در خوشحال کردنتان ندارد. هر گاه بخواهید راجع بخود حرف بزنید، مانند یک کودک عصبانی برخورد میکند و به طریقی برای احساسات شما اهمیتی قائل نیست و نیز شما از خودتان دفاع نمی کنید. این باعث می شود عصبانی و افسرده شده و خود را دوست نداشته باشید. هر گاه احساس خوبی نسبت به بخودتان ندارید  ، اعتماد به نفستان کاهش پیدا کرده و وقتی اعتماد بنفستان پایین باشد، بار دیگر که مرد دیگری با شما بدرفتاری میکند، جرات و شهامت کمتری دارید و نمی توانید از خودتان دفاع کنید و این چرخه معیوب همین طور تکرار می شود و رابطه و زندگی شما را مختل و نابود میکند.

تنها یک راه وجود دارد و ان این است که از این چرخه معیوب خارج شوید، برخیزید و عزت نفس خود را حفظ کنید و اجازه ندهید با شما با عشق و احترام کمتر از انچه استحقاقش را دارید، رفتار شود.

به مردان زندگیتان بخاطر بد رفتاری که با شما دارند، جایزه ندهید. این اشتباه بسیار بزرگی است و باعث از هم پاشیده شدن روابط شما میشود.

مردی را که بتازگی با شما بدرفتاری کرده و کلمات ناشایستی را در مورد شما بکار می برد، در آغوش گرفته و می بوسید. هنگامیکه سرتان فریاد می زنند، چیزی نمی گویید و بخاطر این که عصبانی شده اند از انها عذرخواهی می کنید، شب با کسی همبستر می شوید که چند ساعت و یا چند لحظه پیش ، مثل اشغال با شما رفتار کرده بدون انکه کوچک ترین عذرخواهی کرده باشد. شما مردی را که احساساتتان را جریحه دار کرده، تر و خشک می کنید تا که به او نشان دهید چقدر دوستش دارید!

در اینگونه مواقع چه پیامی به مرد زندگیتان میدهید؟

این پیام را می فرستید که هر طور که بخواهی می توانی با من رفتار کنی، اما من همچنان دوستت خواهم داشت!!.

توصیه این نیست که در چنین مواردی، روزنامه ای یا دمپایی را بدست بگیرید و بصورتش بکوبید بلکه این است که اگر به مرد زندگیتان بخاطر بدرفتاریهایش جایزه بدهید و بی تفاوت باشید، در واقع به او این اموزش را می دهید که می تواند به این رفتار بد خود ادامه بدهد.

توصیه این است بجای این که اینگونه بی تفاوت باشید ، باید بهنگام بروز مشکل و اختلاف از خود واکنش نشان دهید بدین معنی که با او در این باره صحبت کنید و بسادگی خود را قربانی نکنید. وقتی نسبت به بدرفتاریها و اختلافات و مشکلات زندگی بی تفاوت باشیم و یا تسلیم شویم، این به عادت تبدیل می شود و وقتی بر روی هم تلنبار و انباشته شدند، انگاه دیگر بسختی می شود برای بهبود و حل و فصل انها اقدام مثبتی نمود.

زمانی که رفتار نامزد یا همسرتان با شما غیر قابل تحمل است، احساسات منفی خود را با او در میان بگذارید و صبر کنید، جوابی بشنوید تا نشان دهنده این باشد که احساساتتان را درک کرده و بخاطر رفتار بدش پشیمان شده است. راههایی بیابید که هر دوی شما بتوانید با عقل و منطق و اهمیت و احترام متقابل برای احساسات یکدیگر، از بروز چنین موقعیت های مشابهی در اینده جلوگیری کنید. انگاه یکدیگر را ببوسید و آشتی کنید. از زمینه هایی که در رباطه با نامزد / همسرتان و دیگران از موضع ضعف برخورد می کنید ، لیستی تهیه کنید، همچنین رفتارهایی که صحیح و سالم هستند و رفتارهایی که دیگر هرگز نباید در رابطه با همسرتان به انها مبادرت ورزید، نیز لیستی تهیه کنید و عزت نفس خود را حفظ کنید.

بخاطر داشته باشید: از موضع ضعف برخورد نکردن با مردان، به این معنا نیست که نسبت به انها سلطه جو باشید و سعی کنید انها را کنترل کنید و تحت نفوذ خود دراورید، بلکه بدیم معنی است که با خودتان رفتاری از سر عشق و توام با احترام داشته باشید و بدین وسیله مردتان را وادار کنید او نیز با شما چنین رفتاری داشته باشد.

۶-زنان هنگامیکه نیازهایشان را از مردان مطالبه می کنند، مانند دختر بچه ها رفتار می کنند:

شما زنها بهنگام ناراحتی و عصبانیت طوری رفتار می کنید که گویی رنجیده هستید. ایا بهنگام عصبانیت گریه می کنید؟ ایا به جای اینکه به همسرتان بگویید رفتارش احمقانه و بد بوده است، عصبانی هستید و لب و لوچه تان را اویزان می کنید؟

این که گویی نمی دانید چه می خواهید و احساس واقعی شما چیست و اینکه نمی دانید چه باید بکنید و خودتان را از لحاظ روحی عاجز و درمانده نشان می دهید تا شاید مردی پیدا شود و شما را نجات دهد، از بدترین عادات زنانه است.

زنان گیجی و سردرگمی را بعنوان سرپوش و استتار احساسات و عواطف بزرگتر و ناخوشایندی نظیر خشم، انزجار، گناه، رنجش و ترس بکار می برند. زن در این هنگام خودش را به گیجی می زند زیرا دیگر مجبور نخواهد بود هیچ تصمیمی بگیرد و یا مسئولیت و سرانجام زندگیش را بپذیرد.

رفتار بچگانه داشتن باعث می شود مرد زندگیتان برای شما احترام قائل نشود. در این هنگام انها احساس برتری و رئیس بودن می کنند و به این روش معتاد خواهند شد و باعث انزجار انها می شود .

شما با مردان خود طوری رفتار می کنید که گویی پدرتان است. البته هیچ اشکالی ندارد گاهی اوقات به مردی که دوستتان دارد و به شما عشق می ورزد، اجازه دهیم بطریقی پدرانه از ما مواظبت کند، اما اگر اغلب اوقات بمانند پدرتان با همسرتان رفتار کنید، رابطه شما یقینا دچار مشکل خواهد شد.

با مرد زندگیتان با صدای توام با گریه صحبت نکنید و مانند دختر بچه ها با او حرف نزنید. صدای قوی و زنانه داشته باشید. اغتشاش و سردرگمی در زندگیتان ایجاد نکنید تا این که مردی به کمکتان بشتابد و نجاتتان دهد.

 

زنها با زبانی با مردها صحبت می کنند که گویی یک کلمه از ان را هم نمی فهمند. گاهی اوقات درخواست انها واضح و روشن نیست و گنگ و مبهم هستند. دو زن می توانند براحتی بنشینند و بگویند: " بیا با هم حرف بزنیم. " و اصلا ناراحت نمی شوند اگر ندانند راجع به چه موضوعی میخواهند صحبت کنند یا که هدف از صحبت چیست. انها از فرایند ابراز کردن خودشان لذت می برند، اما از نظر بسیاری از مردها، این فقدان ساختار بسیار نگران کننده و آزاردهنده می باشد.

ممکن است همسرتان علاقه ای به تعقیب این نوع گفتگوها از خودشان نشان ندهند، ممکن است در مقابل صحبت کردن با شما، از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است درتلاش برای منصرف کردن شما از ادامه مکالمه با شما مشاجره کند؛ این امکان وجود دارد که صحبت کردن با شما را مرتبا بتعویق بیاندازد.

هنگامیکه میخواهید با نامزد یا همسرتان به صحبت بنشینید، به او خط بدهید و بگویید : می خواهید راجع به چه موضوعی با او صحبت کنید، به چه نتیجه ای برسید و این که چه انتظاری از او دارید.

در مورد مشکلات و اختلافاتی که دارید، صادقانه و بیدون ترس با او صحبت و گفتگو کنید و به او بگویید که از این راه می توانید احساس امنیت بیشتری داشته باشید، نقاط ضعف و قوت یکدیگر را ارزیابی کنید و درک کنید که در مورد چه زمینه هایی نیاز به تلاش بیشتری دارید. وقتی مرد شما موضوع مکالمه و صحبت شما را به وضوح بداند، یقین داشته باشید که احساس آرامش بیشتری خواهد داشت.

از خط دادن و صحبت با همسر خود بعنوان روشی برای مطالبه خواسته های خود استفاده نکنید، رک و راست و صادقانه صحبت کنید. یکی از عادات بد زنها این است که رک و راست و صادقانه با همسر خود صحبت نمی کنند. در پرده ابهام صحبت کردن و او را امتحان کردن روش درستی نیست.

مردها ترجیح میدهند هنگامی خود را ابراز کنند که پاسخ و یا راه حل را از قبل بدانند. با صدای بلند با مرد زندگی خود صحبت نکنید و با صدای بلند فکر نکنید.

گاهی اوقات حاشیه رفتن و طولانی تر کردن کلام مردان را خسته می کند. زمان ابراز احساسات و خواسته های خود ف اصل مطلب را بگویید و بیان کنید. یکی دیگر از عادات بد زنها نق نقو بودن انهاست و عادت دارند مرتبا گلایه و شکایت کنند و حتی برای جزیی ترین مسایل و چیزها مرتبا نق بزنند. نق زدن باعث خشم و عصبانیت و بی حوصلگی مرد میشود. بعضی از زنها بخاطر عادت به نق زدن مرتبا در عرض چند دقیقه روی یک مسئله ولو ناچیز و بی ارزش بارها تاکید می کنند و همین جور ان را بر زبان میاورند.

هنگامیکه راجع به مشکلی با همسرتان صحبت می کنید ، به او وقت دهید تا به راه حلی برسد. عجول بودن کارها را برهم میزند و اوضاع را اشفته تر میکند. فراموش نکنید که زنها با مردها از لحاظ روحی و عاطفی و طی ساختارهای فیزیکی و فکری کاملا متفاوت هستند. زنها معمولا احساسی هستند در صورتیکه مردها کمتر از خود احساسات بروز می دهند. اغلب مردها چنین شرطی شده اند که در سر خود باشند نه در قلبشان.

                   

مردها تبحٌر و مهارت چندانی در ابراز احساسات خود ندارند. زنها این عادت و نااشنایی مردان نسبت به احساسات و عواطف را به غلط به حساب لجبازی و مقاومت انها میگذارند و بخاطر بی احساس بودنشان انها را سرزنش می کنند. مردها نیز درست اندازه زنها و حتی در برخی موارد بسیار نیز احساسی تر هستند اما انها بسادگی زنها به احساسات خود دسترسی و تماس ندارند. بنابراین چنین بنظر میرسد که احساس ندارند و تهی از احساس هستند.

زنها از مردان انتظار دارند با همان سرعت خود با احساسات تماس برقرار کنند. ناطق بودن مردها از لحاظ فکری دال بر این نیست که به لحاظ احساسی نیز گویا و ناطق باشند.

احساسات خود را بیکباره بر سر نامزد یا همسر خود نریزید و او را تحت فشار قرار ندهید، تا سریعا به شما پاسخ بگویند. اندکی زمان بدهید، صبورتر باشید و واضح تر صحبت کنید.

هنگامیکه نامزد یا همسرتان به سختی احساساتش را ابراز کرده یا بسختی به احساسات شما گوش فرا میدهد ، او را در سکوت و آرامش در اغوش بگیرید، نوازش دهید تا بتواند از سر خود بیرون امده و به دل و احساسات خود رجوع کند.

همیشه شنونده خوبی برای همسرتان باشید و صحبت های او را قطع نکنید. انها نیاز دارند به هنگام صحبت تمرکز داشته باشند تا بتوانند به احساسات خود دسترسی و تماس داشته باشند.

قبلا در پست های قبلی درباره لایه های احساسی بهنگام ناراحتی صحبت کردیم. همانگونه که قبلا اشاره شد، هر احساسی از 6 لایه تشکیل شده است:

  1. خشم، سرزنش و انزجار
  2. رنجش، غم و یاس
  3. ترس، نگرانی و ناامنی
  4. تاسف، درک و مسئولیت
  5. هدف، راه حل و آرزوها
  6. عشق، تحسین و بخشش

خشم، سرزنش و انزجار اولین لایه را تشکیل میدهد. هنگامیکه احساس می کنیم مورد حمله قرار گرفته ایم یا دوستمان ندارند، زیر این لایه، احساسات رنجش، غم و یاس خوابیده اند که اسیب پذیر هستند. در زیر این لایه نیز احساسات اسیب پذیرتری مانند ترس، نگرانی و ناامنی وجود دارند. همین که از این احساسات شدید عبور کردید و به لایه های زیرین نزدیک شدید، بهتر میتوانید با تاسف خود تماس برقرار کرده و مسئولیت درک حقیقت محض را در رابطه با اتقاقی که افتاده است، بعهده بگیرید. در اینجاست که با نیات و خواسته های خود ، بمنظور تغییر واقعی ، تماس برقرار می کنید. در زیر خشم، رنجش ، ترس، پشیمانی، ندامت و عشق خوابیده است.

بی صبیری زنان بهنگام شنونده بودن یکی از بزرگترین اشتباهات انهاست. برای یک مرد بدتر و ناراحت کننده تر از این نیست که او را درک نکنند. وقتی همسر خود را درک می کنید ، او احترام بیشتری برای احساسات شما قائل خواهد شد.

              

بسیاری از زنها در تلاش به منظور تعییر مرد زندگیشان ، اغلب فراموش می کنند که خود چگونه باید تغییر کنند. این یکی از مخرب ترین و پنهان ترین راه هایی است که زنها را مدام ضعیف و ضعیف تر میکند. انها در این گونه مواقعف فرایند رشد شخصی خود را فراموش می کنند و لذا از کشف روح مونث و فوق العاده ای که در یک یک انها وجود دارد، غافل می مانند. زنها باید بیاموزند که چگونه زنانی قدرتمند باشند و در برابر مشکلات و سختی های زندگی صبور باشند و اقدامی مثبت انجام دهند. زنی که خود را در برابر مشکلات و اختلافات زندگی ضعیف و ناتوان و بی اراده می پندارد ، یقینا اسیب های جبران ناپذیری را محتمل خوهد شد و این امر باعث بی توجهی و دلسردی او به ادامه زندگی با همسرش میشود و چه بسا که بمنظور پر کردن خلاء های زندگی و سیراب کردن عقده های روحی و روانی خود روابط نامشروعی را با دیگر مردان داشته باشد. روابط نامشروع و خیانت نه تنها دردی از درهای او را درمان نخواهد کرد بلکه او را بیشتر و بیشتر به انزوا و نابودی سوق میدهد. ناامید شدن و ضعیف و بی اراده بدون نسبت به حل مسایل زندگی خطر بزرگی برای هم زن و هم مرد خواهد بود و این موضوع را من خود در بعضی از میل هایی که دریافت کردمف بوضوح مشاهده نمودم.

چگونه زنی قدرتمند باشیم؟

  1. تمامی توصیه ها و راهکردهایی که در طول این چند پست اخیر مشاهده نمودید، یا از طریق روانشناس و یا کتابهای روانشناسی مشاهده نموده اید، مو به مو همراه با همسر خود اجرا کنید.
  1. لیستی از تمام اشتباهات ارتباطی که مرتکب میشوید و نیز دفترچه ای از قوانین ارتباطی تهیه کنید. اندکی بنشینید و به تمامی روابطی که تا کنون با مرد زندگیتان و دیگران داشته ایدف فکر کنید. چه در زندگی شخصی و چه در زندگی شغلی و حرفه ای خود. تمامی این اشتباهات را بر اساس درک جدیدی که تابحال از طریق این وبلاگ، مشاوره یا کتابهای روانشناسی بدست اورده اید، بنویسید و ارزیابی کنید.

       

دفترچه قوانین ارتباطی شما عبارتند از:

قانون شماره 1: هرگاه متوجه شدم با زیاد از خودم حرف زدن و کمتر سوال کردن، سعی دارم او را تحت تاثیر قرار دهم، دست از این کار برداشته و در عوض به این فکر میکنم که ایا او می تواند، نامزد یا همسر مناسبی برایم باشد یا نه؟ ( قبل از شروع به جلب علاقه او، به این می اندیشم که برایم مناسب است یا نه).

قانون شماره 2: به محض اگاهی از احساسات منفی در خود، انها را با همسرم بازگو کرده و اجازه نمیدهم که این احساسات در من انباشته و تلنبار شوند.

قانون شماره 3: با نگاه به این واقعیت که چگونه خود در ناکامی های روابط گذشته ام نیز سهیم بوده ام، سعی میکنم تا احساسات منفی خود را التیام بخشم و در این باره به گونه ای با نامزد / هسرمصحبت نکنم که گویی من یک " قربانی " بوده ام و او یک " زجردهنده ".

قانون شماره 4 : هرگاه می رنجم یا احساساتم جریحه دار می شوند، به جای انکه اخم کنم و لبو لوچه ام را اویزان، یا با او تسویه حساب کنم، یا طوری وانمود کنم که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است، یا مثل دختر بچه ها رفتار کنم، به او بگویم که چه احساسی دارم.

قانون شماره 5 : هنگامیکه متوجه می شوم مشغول پرکردن جاهای خالی بوده ام، سریعا از این کار دست کشیده و از خودم می پرسم، ایا او نیز به همان اندازه من تلاش کرده یا خیر؟ چنان چه او نیز تلاش کافی نکرده بود، بجای انکه اوضاع را بتنهایی اصلاح نمایم، خواسته هایم را مطالبه می کنم.

قانون شماره 6 : هرگاه متوجه شدم بی ان که از من خواسته باشد، مشغول نصیحت کردن و راه حل نشان دادن هستم و مثل پسر بپه ها رفتار میکنم، از این کار دست کشیده، نفس عمیقی می کشم و اجازه می دهم خودش مسایلش را حل کند، مگر ان که از من کمک بخواهد.

  1. یک دوست خوب و واقعی بیابید. یک دوست قوی که در طول فرایند تحول و رشد شخصی شما شریک و همراهتان باشد. با کمک و راهنمایی یکدیگر در حل و فصل مسایل زندگی می توانید به ارامش بیشتری دست پیدا کنید.
  2. عزت نفس خود را حفظ کنید. شاید حفظ عزت نفس برای شما می تواند به این معنا باشد که به زندگی با کسی که از لحاظ جنسی بشما پایبند نیست، خاتمه دهید. شاید برایتان به این معنا باشد که نمی بایست اجازه دهید کسی سرتان داد بزند، یا با شما بد رفتاری کند، شاید به این معنا باشد که دیگر احساساتتان را سرکوب نکنید.

    دوستان عزیز خسته نباشید. این پست اخرین پست وبلاگ من بود. از همه شما دوستان و همراهان عزیز و خوبم نهایت لطف و تشکر را دارم. تک تک شما همیشه با نظرات خوب و سازنده و مفیدتان باعث دلگرمی و امید من بودید. امیدوارم در این مدت که با هم بودیم تونسته باشم به سهم خودم ، خدمتی کرده باشم و دوست لایقی برای شما بوده باشم. شاید یه روز، دیر یا زود دوباره برگشتم، ولی تا ان روز همه شما را بخدا می سپارم و لحظات خوب و خوشی توام با دوستی و صمیمیت ، عشق و محبت، تندرستی و شادی و سعادت را برای شما عزیزان ارزو میکنم. شما دوستان خوب رو هیچ وقت فراموش نمیکنم. دل کندن و رفتن خیلی سخته، بغض بد جوری راه گلوم رو گرفته. خاطرات خوب و شیرینی با شما عزیزان سپری کردم. و وبواسطه این وبلاگ دوستان خیلی خوب و دوست داشتنی پیدا کردم که از صمیم قلب دوستشون دارم و همیشه بیادشون هستم. مواظب خودتون باشین.

دوستدار همگی شما: حمید        

معرفی وبلاگ دوستان:

کلبه کوچک من: http://www.ensaniiat.blogfa.com

بیصدا میشکنم: http://www.beesedamishekanam.blogfa.com

سینا: http://www.o30na.blogfa.com 

دل: http://www.1166116.blogfa.com 

روزبه: http://rsps.blogsky.com

دلتنگی های عسل: http://www.asalakeman.blogfa.com

دزد دلهای خسته: http://www.shabnam7610.blogfa.com

شکنجه شیرین: http://www.shekanjeyeshirin.blogfa.com

ساحل خیال: http://jigool1361.blogfa.com 

جهنم: http://pd.blogfa.com

از شما دوستان عزیز دعوت میکنم به وبلاگ دیگرم یعنی کفش
 
های غمگین عشق نیز تشریف بیارین. با تشکر از توجه و
 
محبت شما عزیزان.
کفش های غمگین عشق
 
 www.lastinglove.blogfa.com                              
 
 
 

 

|+| نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386  |
 خیانت
سلام دوستان عزیز و گلم!

امیدوارم که تعطیلات نوروزی به همه شما عزیزان خوش گذشته باشه. امیدوارم که سال خوبی داشته باشید و دلهاتون همیشه شاد و لبهاتون خندون باشه. متاسفانه در ایام نوروز نتونستم ان بشم و به کامنت های خیلی از شما عزیزان جواب بدم. بخوبی خودتون ببخشید و عذر این حقیر را بپذیرید. از محبت و لطف یکایک شما هم بی نهایت ممنون و سپاسگزارم.

                                   

 تصویرفوق هدیه ای است از یک دوست خوب و عزیز، از نازنین خوب و مهربان و عزیزم. نازنین جان تو خودت گلی. از لطف و محبتت ممنونم.

                           

سالها هم صحبتم بودی و هم رازم نبودی

با تو عمری هم قفس بودم هم آوازم نبودی

باغ بودم، بی خبر از من گذشتی گل نچیدی

دل به آواز تو بستم، نغمه پردازم نبودی

بر سر بامت نشستم، دانه شوقم ندادی

خواستم تا پر گشایم، بال پروازم نبودی

رازها در سینه پنهان کردم و با کس نگفتم

رفتم ان را با تو گویم، محرم رازم نبودی

سوز دل در پرده گفتم ، ره به آوازم نبردی

ساز یکرنگی زدم، دلدار دمسازم نبودی

روز تنهایی به چشمت شعله ی مهری ندیدم

در شب ظلمانی من پرتو اندازم نبودی

بود امیدم همدم آغاز و انجامم تو باشی

فکر انجامم نکردی، یار آغازم نبودی.

                              

 

" هر وقت خاطرات خوش و شیرین آشنایی و ان همه شور و عشق قبل از ازدواج و چندین ماه اول ازدواجمان را بیاد می یارم، آه سردی می کشم و بی اختیار اشک از چشمانم جاری میشه. این سوال در ذهنم می گنجه که چرا سرنوشت و سرگذشت ما اینگونه رقم خورد. شنیده و یا دیده بودم که زنان و مردان بسیاری که بدلیل عدم عشق و علاقه و عدم تفاهم ، زندگیشون از هم پاشیده شده ، اما در شگفتم و با خودم همیشه این سوال را زمزمه میکنم که اون همه شور و عشق و محبت من و همسرم چی شد و بکجا رفت؟ شاید هم هر دوی ما بنوعی مقصر بودیم و نتونستیم ان عشق را برای همیشه زنده نگه داریم وبقول شما هنر عشق ورزیدن را بلد نبودیم.

همسرم مرد خوبی بود. منم از نظر ظاهری و زیبایی، زن زیبایی بودم. از لحاظ مادی و امکانات زندگی هم هیچ کمبودی نداشتیم. تا 9 ماه اول ازدواجمون همه چیز بخوبی و خوشی و با کمال ارامش و شادی پیش می رفت. روزها و شبها خاطرات خوب و خوشی را در کنار همسرم داشتم بحدی که دیگران غبطه و شاید حسرت زندگیمون را می خوردند. اما بتدریج تغییراتی را در رفتار و کردار همسرم مشاهده کردم و متوجه شدم که اونقدر ها هم نباید خوش بین باشم. او ان مرد دوست داشتنی و عاشق همیشگی نبود. بتدریج بین من و او اختلافات و مشکلاتی بوجود اومد و باعث دعوا و کشمکش بین من و او شد.

هر کدام از ما بنوعی می خواستیم حرف خودمون را به کرسی بنشونیم و با غرور و بی توجهی ارامش خودمون را بر هم زدیم. مشکلات ما روز به روز بیشتر و بیشتر می شد بطوریکه دیگه از ان همه شور و عشق اولیه خبری نبود. هیچ وقت ان جور که باید صادقانه در باره نیازها و مشکلات زندگیمون با هم صحبت نکردیم . از لحاظ مادی هیچ کمبودی نداشتیم اما حالا به این نتیجه رسیدم که هیچ وقت و هرگز پول و ثروت و امکانات مادی باعث خوشبختی کسی نمیشه و همه کسانی که این توهم و خیال واهی را در سر می پرورانند کاملا در اشباه هستند. پول و ثروت، خو.نه و ماشین و...به چه درد ادم میخوره وقتی در زندگی دیگه احساس عشق و دوست داشتن نکنی و این جور زندگی و ارامشت اشفته و درهم و برهم بشه. تمام دنیا هم مال تو باشه اما عشق و محبت از زندگی رخت ببنده ، این زندگی هرگز زندگی نیست..

زندگی ما بخاطر غفلت ها، سهل انگاریها، بی توجهی ها و غرور و تکبر و لجبازی های بچه گانه و بیجا از هم پاشیده شد. مشکلاتمون ان قدر روی هم انباشته و تلنبار شد که دیگه حتی از لحاظ جنسی نیز از همسرم نتونستم مثل سابق لذت ببرم و هروقت که همسرم میخواست بمن نزدیک بشه هیچ رغبت و میلی نداشتم و همین باعث شد که ازش دیگه مثل گذشته خوشم نیاد. قبول دارم که اشتباه کردم و این فقط یک تلقین بیجا بود. برای هر کسی چه زن و مرد بخصوص ما زنها خیلی سخت و دردناک و عذاب اوره که از لحاظ جنسی نتونیم ارضاء بشیم. بقول شما رابطه جنسی بین زن و مرد خیلی از مسایل زندگی را تحت پوشش و تحت شعاع قرار میده و وقتی که این مهم هم از بین بره دیگه ادم چه دلخوشی میتونه داشته باشه. درسته که بقول شما زندگی تنها سکس نیست اما وقتی که عشق از بین بره خوبخود رابطه جنسی و سکس هم امری عادی و حتی تنفر امیز میشه.

این موضوع منو خیلی عذاب میداد و واقعا رنج میبردم. من که احساس میکردم به اخر خط رسیدم و دیگه شادی و لذتی در زندگی حس نمیکنم ، باعث شد تا با حماقت و نادانی هر چه تمامتر به همسرم خیانت کنم. اولین باری که با یک غریبه و نامحرم سکس داشتم اگر چه استرس و اضطراب و ترس زیادی داشتم و از این کار خود شرم داشتم، اما بعد از ان ساعتها در خلوت تنهایی خودم اشک ریختم و گریه کردم و این اولین باری بود که از خودم تا به این حد متنفر شدم. حسرت روزهای خوش و شیرین نامزدی و اوایل ازدواجمون را میخوردم. به عکس های زیبا و جالب عروسیمون نگاه میکردم و یکدفعه متوجه میشدم که عکس ها خیس اشک شده.

بتدریج خودم را در منجلابی دیدم که تا خرخره غرق شده بودم. فکر میکردم با اینکارم میتونم خلاء ها و عقده های جنسی و روحی و روانی ام را پر کنم، اما چه اشتباه بزرگ و دردناکی! اشتباهی که بخاطر ان با ارزش ترین و قیمتی ترین سرمایه ام یعنی پاکی و نجابتم را از دست دادم. لحظه ای را دریافتم که به کلی نابود شده ام. با هر بار خیانت احساس میکردم که انسانها و ماشین ها انگار در حال زیر گرفتن من بودند. افکار پریشان و آشفته توام با شرم و اضطراب مثل کرم، مغزم را میخورد. از خودم متنفر بودم و دلم میخواست شبی می خوابیدم و صبح که از خواب بلند میشدم همه اینها را رویای بیش نمی دیدم.

دلم نمی خواست هیچ کاری انجام بدم، حتی نمی خواستم که دیگر به این زندگی سراسر پلیدی و هرزه گی و گناه ادامه بدم. همسرم از این موضوع اطلاعی نداشت وگرنه بالفور مرا می کشت. تحمل و حوصله هیچ چیز و هیچ کس را نداشتم. از اینکه زندگی شیرین و عاشقانه ام بیکباره به تباهی و نابودی و پلیدی و هرزگی و فروپاشی تبدیل شده بود، در درون میسوختم و از خدا و خودم خجالت میکشیدم و احساس گناه میکردم. احساس پوچی و بی ارزش بودن میکردم. اگر چه همسرم نیز مقصر بود اما حالا می فهم که تقصیر من بیش از او بوده است. فکر میکردم که دیگه به هیچ دردی نمیخورم و مرتب به خودم بد و بیراه میگفتم. و از این که بخاطر نادانی و حماقت و سهل انگاری نجابت و پاکی چندین ساله ام را لکه دار و چرکین کرده بودم، عذاب وجدان گرفتم و احساس بدبختی و گناه و شرمساری میکردم.

از لحاظ روحی اونقدر افت کرده بودم که باعث افسردگی شدید من شد. قرار بود خوشبخت و شاد باشم اما همه چیز انطور که انتظارش را داشتم و ارزویش را میکردم همانند دوران نامزدی و ماههای اول ازدواجمون نبود. خودم را موجودی بی عرضه و بی ارداه و هرزه می دانستم .

اه، که چقدر کشنده و دردناکه هرزه گی و فاحشه بودن! چقدر عذاب اوره و غیر قابل بخشش و غیر قابل تحمله خیانت به همسرت!

بارها کودکم، این طفل معصوم و بیگنناه را در اغوش می گرفتم و می بوسیدمش، بیش از پیش از خودم متنفر میشدم و به مفهوم واقعی کلمه از خودم و خدای خودم خجالت میکشیدم. و حالم از خودم بهم میخورد. من نه تنها بخودم و همسرم بلکه به این کودک معصوم و بیگناه و زیبا نیز با وقاحت و پلیدی و بیشرمی بسیار خیانت کردم.

منی که تا ان زمان پاک و با نجابت زیسته بودم و تنها سرمایه من پاکی بود، خواسته یا ناخواسته به زنی تبدیل شدم که بوی کثافت و لجن و بدنامی ان کلافه ام کرده بود. تا این که یه روز همین طور که وبلاگی را نگاه میکردم چشمم به وبلاگ شما افتاد. نام وبلاگ شما منو وسوسه کرد که حتما مطالب ان را بخونم. چه بجا و بموقع بود. درباره خیانت نوشته بودید. با ولعی تمام مطالب وبلاگ شما را بارها و بارها خواندم و هر حرف یا جمله ان را که میخوندم مرتب اشک میریختم و زار و زار گریه میکردم. ما ادمها جایزالخطا هستیم و میدونم خدا خیلی بزرگ و بخشنده است و من را می بخشه. خدا را شکر میکنم که همسرم از این موضوع اطلاع نداره وگرنه زنده بودنم دیگه ارزشی نداشت. وقتی پست بعدی شما را خوندم بیشتر تحت تاثیر قرار گرفتم و احساس کردم که خدا با قرار دادن وبلاگ شما سر راه من میخواد که کمکم کنه. امیدوار شدم و بهمین خاطر تصمیم گرفتم بشما این میل را بزنم و ازتون بخوام که بمن کمک و راهنمایی کنید. ای کاش زدوتر از این با وبلاگ شما اشنا میشدم . شاید باور نکنید ولی چنان تاثیری بر من نوشته های زیبا و جادویی شما بر من گذاشت که ساعتها گریه کردم و از همان لحظه تصمیم گرفتم که دیگه هرگز به همسرم خیانت نکنم و در صدد التیام و بهبود رابطه خودم و همسرم باشم.. من از شما که حتی نمی شناسمت و نمیدونم چکاره هستید عاجزانه خواهش و تمنا دارم مطالب میلم را با دقت بخونید و بمن کمک کنید تا بتونم دوباره اون عشق و ارامش و خوشبختی گذشته را بدست بیارم...."

اخرین میل این دوست عزیز را هم بخونید:

" حمید اقا به کمک وبلاگ ... شما و نیز راهنمایی ها و میل های دلسوزانه شما و به لطف خدای مهربان ، من تونستم خودم را از منجلاب الوده ای که غرقش بودم نجات بدم و طبق دستورات و راهنمایی های شما بتونم بر روی رابطه فرو پاشیده خودم و همسرم با امید و ایمان کار کنم. نمی دونید که چقدر حالا که این میل را برای شما مینویسم خوشحالم و اشک شوق و شادی میریزم. تا بحال پیشرفت و تغییرات خیلی خوب و موثری داشتیم و زندگی ای را که می رفت برای همیشه از هم فرو بپاشد و تباه شود، به کمک شما نجات بدم. از شما بار دیگه تمنا دارم این پیام من را در وبلاگتون قرار بدین تا شاید دیگران هم از ان درس عبرتی بگیرند و همه کسانی که در زندگی مشکل دارن و وبلاگ شما را میخونن، بتونن مشکلاتشون رو حل کنن. من از همه زنانی که وبلاگ شما را میخونن میخوام که تحت هیچ شرایطی به همسر خود خیانت نکنند. خیانت دردی از دردها ی انها را دوا نمیکنه بلکه دردی بر دردهای ان اضافه میکنه، دردی که شاید هرگز قابل درمون نباشه.

همانطور که شما گفتید با تمام وجودم به این ایمان دارم که بزرگترین و برترین و قیمتی ترین سرمایه هر زن و دختری پاکی و نجابت و وفاداری انهاست. وفتی که این سرمایه باارزش را تباه ه کردی، پایمال کردی دیگه بسختی بشه ان را بازیافت. بخدا قسم که باارزش ترین و قیمتی ترین زینت و کنجینه هر زن و دختری پاکی و نجابت اوست. من از شما میخوام به همه خوانندگان وبلاگتون بخصوص کسانی که در زندگی زناشویی مشکل دارند بگین که نگذارید مشکلات و اختلافات زندگی تون مثل ما روی هم تلنبار و انباشته بشه. بقول شما در زندگی همه انسانها بنوعی مشکل وجود داره. مشکلات زندگی انها را دلسرد و ناامید و گمراه نکنه. برای حل مشکلاتشون تلاش کنند و نسبت به ان بی توجه نباشن. با غرور و لج و لجبازی ادامه ندن که بخدا زندگیشون تباه میشه. من از همه شون میخوام که نزارن گل عشق در باغچه زندگی شون پژمرده بشه. نسبت بهم و نیازها و خواسته هاشون همانطور که شما بارها گفتید بی توجه نباشن که بی توجهی بزرگترین افت خانواده هاست.

مشکلات زندگی را سخت قلمداد نکنید. با خشک و تر زندگی بسازید و به خدا توکل کنید. بخاطر مشکلات زندگی به همسرتون هرگز خیانت نکنید چون زنی که الوده این کار شد خودش و زندگیش را تباه و نابود میکنه. مردها و همه ادمهای دنیا زنان خوب و نجیب و با حیا را بیشتر دوست دارند و به زنهای خائن و زناکار به چشم هرزگی و پستی و بدی نگاه می کنند.

حمید اقا در یکی از میل هاتون برام نوشته بودید: " هیچ زنی به پاس و احترام و قداست مادر بودنش نباید خیانت نکند." این جمله شما چنان تاثیر عمیقی بر من گذاشت که همواره فرزندم را در جلوی چشمانم تصور میکردم و با خودم و خدای خودم عهد کردم که دیگر تحت هیچ شرایطی به همسرم خیانت نکنم. کسی که به همسرش خیانت میکنه چه زن و چه مرد، شخصی پست و منفور و ضعیف و ناتوانه همانگونه که من پست و منفور بودم. بخدا چه قدر شرم اوره که به یک دختر یا زن و حتی مرد به چشم فاحشه و بدکاره نگاه کنن.

من از همه زنانی که در زندگی با همسرشون مشکل دارند عاجزانه میخوام که در وهله اول به حل و فصل مشکلاتشون بپردازند و هرگز کوتاهی نکنند و هر دو در این امر تلاش کنند. در مورد خواسته ها و مشکلاتشون طبق گفته های شما با همسرشون صحبت کنند، اگر واقعا راهی برای بهبود انها نبود بهتره از هم جدا بشن و طلاق بگیرند تا اینکه بخوان گناه کنند و به همسر خودشون خیانت کنند. من ایمان دارم گاهی وقتها خوندن یا شنیدن یک جمله و کلام میشه مسیر زندگی و راه خیلی ها را تغییر داد. همانطور که من با خوندن وبلاگ شما مسیر زندگیم را تغییر دادم و احساس میکنم که دوباره از شکم مادر متولد شدم. من در این چند باری که به همسرم خیانت کردم لحظه ای از دست وجدانم راحت نبودم و بارها و بارها اشک ریختم و خودم را سرزنش کردم تا این که خدا خواست به کمک شما از این عمل زشت و ناپسند رهایی پیدا کنم. من زندگی دوباره ام را، تولد دوباره ام را مدیون بزرگی و محبت های شما هستم و همیشه دعاتون میکنم و امیدوار م که همیشه در زندگی خوشبخت باشی و هر چی از خدا میخوای بدست بیاری. با تمام احترام و ارزشی که برای شما قائل هستم و نهایت اعتمادی که بشما دارم، عاجزانه از شما خواهش میکنم میل های من را بعد از رویت و خواندن حذف کنید. از شما بی نهایت ممنونم و لطف و محبت شما را تا زنده ام فراموش نمیکنم. پاینده و سربلند و سلامت باشید."

                            

مطالب فوق یکی از دهها میلی است که در این چند ماه اخیر دریافت کردم. بنا به درخواست و خواهش خود این دوست عزیز تصمیم گرفتم قسمت هایی از نامه ایشان را برایتون در این پست بگنجانم.

یه وقت فکر نکنید به این طریق خواستم از وبلاگم حمایت کنم یا ...البته خیلی خوشحالم که تا بحال تونستم بوسیله این وبلاگ سنگ صبور خیلی از دوستان باشم و در حد توان به انها کمک کنم. بخدا قسم من بارها تصمیم گرفتم که به نوشتن ادامه ندم اما بخاطر عشق بشما دوستان عزیز و برای خاطر شما همراهان صمیمی و مهربان هنوز می نویسم. رضایت خاطر شما دوستان عزیز باعث خرسندی و رضایت من نیز هست. جا داره بار دیگه از همه شما دوستان عزیز تشکر و قدردانی کنم. من هیچ دوستی را فراموش نمی کنم . اگر به وبلاگ بعضی از دوستان سر نمی زنم دال بر فراموشی نگذارید بلکه تنها صرفا به خاطر ذیق وقت و مشغله زندگی است. به هر حال از توجه همه شما عزیزان ممنونم و سال خوب و خوشی را برای شما آرزومندم.

از شما دوستان عزیز دعوت میکنم به وبلاگ دیگرم یعنی کفش های غمگین عشق نیز تشریف بیارین. ان را نیز بروز دراورده ام. با تشکر فراوان از لطف و محبت شما.

کفش های غمگین عشق: www.lastinglove.blogfa.com

نظر خودتون را هم صادقانه درباره مطلب فوق و موضوع مورد نظر بیان کنید. منتظر نظرات و پیشنهادات خوب و موثر شما عزیزان هستم.

|+| نوشته شده توسط حمید در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386  |
 سال نو مبارک

سال نو مبارک

ساقیا آمدن عید مبارک بادت        وان مواعید که کردی مرود از یادت

 

سلام دوستان عزیزم

عید شما مبارک

 

در سال جدید بهترین ها را برایتان ارزو میکنم.

امیدوارم سالی خوب و خوش و پربار داشته باشید و اوقات و لحظات خوش و خرمی را در کنار خانواده محترمتان سپری کنید.

هفت سینی از سرسبزی، سرور، سخاوت، سازندگی، سربلندی، سلامتی و سعادت را برای همه شما عزیزان ارزومندم.

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز

 

دلت شاد و لبت خندان

 

مهم نيست چند بهار را در کنار هم زندگي کنيم،

مهم اين است که چند لحظه بهاري زندگي کنيم.

يادمان باشد عمر کوتاه است مثل گلهاي بهاري،

و در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت:

کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب به هم نگاه کنيم

و همه ي ناگفته هاي مهرآميز يک عمر را در چند ثانيه به هم بگوييم ...

ا

یکدیگر را دوست بداریم. دوست بداریم، و حالا که زندگی چنین باشتاب میگذرد از لذت ان بهره برگیریم، زیرا که نه انسان مغروق را پناهگاهی است و نه دریای زمان را کرانه ای. عمر میگذرد و ما را همراه خود بسوی نیستی میکشاند! بگذار نسیم فرح بخشی که میلرزد و میگذرد، زمزمه امواج لاجوردین  تو که بساحل میخورند، اختر فروزانی که سطح ترا با نور لطیف خویش سیمین میکند، بادی که مینالد و شاخه ای که آه از دل برمیکشد، هوای عطراگین تو و هر انچه که میتوان شنید و دید و بوئید همه بگویند : " همیدیگر را دوست داشتند. "

 

هنر مهر ورزیدن بزرگ ترین هدیه خداوند به بشر است؛ هدیه ای که هرگز از برکت یافته ای که مهر می ورزد باز پس گرفته نمی شود.

 

درخت دوستی بمشان که کام دل به بار آرد           نهال دشمنی بر کن که رنج بی شمار آرد

بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال     چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

 

                                           

نوروز

نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران زمین یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخش‌های کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوريه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار می‌شود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.

عده زیادی فرق میان نوروز و لحظهٔ تحویل سال نو را درست نمیدانند. تعریف درست نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه و یا روز اورمزد از ماه فروردین. لحظهٔ آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظهٔ « تقویمی » است. لحظهٔ تحویل سال یک واقعه یا لحظهٔ «طبیعی» است و زمان آن می‌تواند ساعت‌ها با لحظهٔ آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظهٔ تحویل سال در سراسر جهان یکیست، ولی لحظهٔ آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بین المللی که سابقا به خط «گرینویچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همین نام میشناسند.

                                                                                                                                    

پیشینه نوروز

به باور زرتشت، ماه فروردین (نخستین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانیان) به فره‌وشی (سرزندگی) اشاره دارد به اينكه که دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی می‌کند. بنابراین، زرتشتیان، ده-روز را برای اینکه روح نیاکان خود را شاد کنند، گرامی میدارند. ممکن است این سنت که، برخی پیش از نوروز به گورستانها می‏روند، ریشه در این باور داشته باشد. یک روایت در مورد خاستگاه نوروز این است که در این روز کیاخسرو، پسر پرویز بردینا، به تخت سلطنت نشست و ایرانشهر را به اوج شکوفایی خود رساند.

روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالی‏که مردم او را روی شانه‏های خود حمل می‏کردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند.

در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌‌باشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشاره‌ای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌‌کرد.

همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.

روشن کردن آتش هنگام عصر یکی دیگر از رسومی بود که بین مردم در نوروز عمومیت داشت. ریشه مراسم روشن کردن آتش توسط ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال نیز به همین عمل ایرانیان باستان بازمی گردد. ایرانیان باستان به آتش احترام می‌‌گذاشتند. آن زمان عقیده بر این بود که آتش موجب تصفیه هوا می‌شود.

در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب می‌‌پاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده می‌شود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوه‌ترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه" گویند.

 

                                                      

 

آیین‌های نوروزی

از جشن‌های متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشن‌های اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سين است.

نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره‌ای در دگرگشت‌های زمانه از بین رفته‌اند.   

 

                                                 

                               

از رسم‌های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.

                                                                

  

                                        

خانه تکانی

خانه تکانی از دیگر آئین‌های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع می‌شود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو می‌شود و پاک و پاکیزه می‌گردد.

چنان زوایای خانه را می‌‌روبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.

وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی می‌شود.

                                               

کاشتن سبزه

پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می‌شود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف‌هایی زیبا می‌‌ریزند و خیس می‌دهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن در همه خانه ها و در بین همه خانه ها و خانواده ها مرسوم است.
در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند ". و ابوريحان نقـل مي کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند."

امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند. موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند.اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند.

 

                                          

 

کارت شادباش

کاری که پس از شکل گیری روش‌های جدید ارتباطی مانند نامه‌نگاری، یا شکل جدیدتر آن نامه‌های الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت‌های شادباش فرا می‌رسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی می‌کنند، البته کاری پسندیده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده می‌کنند.

 

دید و بازدید

دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می‌‌روند.

روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می‌‌رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می‌‌زنند و دیدارها تازه می‌کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می‌‌شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می‌‌گیرند.

 

مسافرت نوروزی

از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می‌آید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می‌کنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر می‌‌روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت می‌کنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به قم یا مشهد می‌‌روند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می‌‌گردند.

                                           

چيدن هفت سين

هفت سين به معناي هفت قلم شيئي كه نام آن‌ها با حرف «س» (سين) آغاز مي‌شود، يكي از اجزاي اصلي آيين‌هاي سال نو است كه پيشينه‌ي ايرانيان آن را برگزار مي‌كنند.

اين اقلام سنتاً در سفره‌ي هفت سين چيده و به نمايش گذاشته مي‌شوند.

اين سفره‌اي است كه هر خانواده‌اي بر روي زمين (يا بر روي ميز) در اتاقي كه معمولاً به ميهمانان گرامي اختصاص داده شده مي‌گسترد و اين اقلام بر روي آن قرار داده مي‌شود:

در بالاي سفره (در دورترين فاصله از در) آينه‌اي گذاشته مي‌شود، كه در دو طرف آن شمع‌دان‌هايي داراي شمع نهاده شده (سنتاً مطابق با شمار فرزندان خانواده)، در پايين آن نسخه‌اي از قرآن (از شاهنامه يا ديوان حافظ نيز استفاده مي‌شود)، تُنگي كه معمولاً حاوي يك ماهي لايي (بسياري از خانواده‌ها يك كوزه آب باران را كه قبلاً جمع آوري شده و/ يا كاسه آبي كه حاوي برگ سبز انار، نارنج، يا شمشاد است نيز مي‌افزايند)، ظرف‌هاي حاوي شير، گلاب، عسل، شكر، و (1، 3، 5 يا 7 عدد) تخم مرغ رنگ‌آميزي شده گذاشته مي‌شود. مركز سفره عموماً با گل‌داني از انواع گل‌ها، معمولاً سنبل و شاخه‌هاي بيدمشك فروگرفته مي‌شود. كنار آن، سبزه و دست‌كم شش قلم ديگر كه با حرف سين آغاز مي‌شوند (تشريح شده در زير)، ظرفي حاوي ميوه (سنتاً سيب، پرتقال، انار، و به)، چند نوع نان (اغلب شيرين)، ماست و پنير تازه، شيريني‌هاي گوناگون، آجيل (مخلوط خشك و بو داده شده‌ي تخم‌هاي نخودچي، خربزه، گندم برشته، برنجك، و فندق و گردو، كه همگي با كشمش آميخته ‌شده‌اند) قرار داده مي‌شود.

 

                                                                      

                                                    

پوشیدن لباس نو

پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : " رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.

                                             

 

خوراک هاي نوروزي

امروزه در تهران و برخي شهرهاي مرکزي ايران، سبزي پلو ماهي خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذاي خاص نوروز در اين منطقه است. " پلو " در شهرهاي مرکزي و کويري ايران ( مي توان گفت غير از گيلان و مازندران در همهً شهرهاي ايران ) تا چندي پـيش غذاي جشن ها، غذاي مهماني و نشانه رفاه و ثروتمندي بود. و اين " بهترين " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقير و غني - در شب نوروز بود.

                                            

هديه نوروزي، يا عیدی

 هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پـيشکش ها و بخشش هاي نوروزي - پـيش از اسلام و بعد از اسلام - خبر مي دهند، از رعـيت به پادشاهان حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبـيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.

رسم هديه دادن نوروزي را، ابوريحان بيروني از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنين آورده : نيشکر در ايران، روز نوروز يافت شد، پـيش از آن کسي آن را نمي شناخت. جمشيد روزي ني اي ديد که از آن کمي به بيرون تراوش کرده، چون ديد شيرين است، امر کرد اين ني را بـيرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبريک به يکديگر شکر هديه کردند، و در مهرگان نيز تکرار کردند، و هديه دادن رسم شد.

                      

                                                                                               
سيزده بدر

در واقع آخرين روز از تعطيلات و مراسم نوروزي است که در باور گذشتگان چون عدد سيزده خوش يمن نبوده است به دشت و صحرا ميروند و در واقع نحسي سيزده را در بيرون از محيط زندگيشان از خود دور ميکنند. مراسم گره زدن سبزه نيز با ذکر عبارت " سال ديگه بچه بغل خونه شوهر" ، توسط دختران دم بخت از ديگر مراسم اين روز است.

 

دیگر آیین ها

 

آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده است.

 

                                           

تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه می‌افتادند و اشعاری در باره نوروز می‌خواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:

باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...

این پیک‌های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا می‌‌گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می‌‌کردند.

تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئین‌های رایج بوده است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائین‌ترین قشرهای اجتماعی می‌سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می‌‌کرد و فرمان‌های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می‌داد.

آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع می‌‌دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می‌‌پرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمی‌کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است.

حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:

سخن در پرده می‌‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی    که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

                                             

چهارشنبه سوري

مراسم شب چهارشنبه آخرسال که با روشن کردن آتش از غروب آفتاب و پريدن از روي آن و گفتن " سرخي تو از من و زردي من از تو " آغاز و سپس با صرف آجيل،.قاشق زني و فالگوش ايستادن به نيت شنيدن صحبتي که به فال نيک گرفته شود تا پاسي از شب  ادامه مي يابد.


 
روزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال

يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشـتيان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشت فراموش نمي کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمي گردند ".يکي از صورت هاي برجا ماندهً اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و " زيارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال - رسمي عام است. در اين روز، خانواده ها سبزه.. نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند.

                                                                                                                                                                      

سین‌های باستانی:

·         سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره)

·         سیب - نماد زیبایی و تندرستی

·         سمنو- نماد فراوانی(برکت)

·         سیر- نماد پزشکی(درمان یا طب)

·         سنجد-نماد عشق

·         سرکه-نماد دارایی

·         سرکه- نماد شکیبایی و عمر

·         سماغ- نماد(رنگِ) طلوع خورشید

·         سنبل

دیگر سین‌ها:

  • سوسن • سبزی • سنگک • سپند • سیاهدانه • سیزی • ساعت

دیگر اقلام:

  • کتاب آسمانی (قرآن،...)
  • آیینه
  • ماهی قرمز
  • یک جفت نوروزی (شمعدان اصیل ایرانی)
  • تخم مرغ رنگی
  • کاسه ای از آب که پرتقالی در آن غوطه ور است.(به نشنانه زمین در فضا)
  • یک شیرینی ایرانی (مانند: باقلوا،شیرینی آردنخودچی ،...)

همچنین:

گلاب • آجیل • شکلات • گل نرگس • دیوان حاقظ یا شاهنامه • ...

                                            

باورهاي عامیانه

 
رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، یک باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است :

-
کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.
-
موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.
-
روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است.
-
هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.
-
هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد.
-
کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد.
-
کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.
-
روز نوروز بايد يک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نيستـند.
-
اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.
-
روز سيزده کار کردن نحس است.

مطالب درباره نوروز از ویکی پدیا و وبلاگ یکی از دوستان اقتباس شده است.

|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه یکم فروردین 1386  |
 انچه هر زن و مردی باید بداند

سلام دوستان عزیز و گلم!

 

 قبل از هر چیز از همه عزیزانی که در جشن تولد وبلاگم با حضور گرم و صمیمانه شان مرا دلشاد و خوشحال کردند، کمال قدردانی و تشکر را دارم. از همگی شما ممنونم. در این پست درباره دو نکته و راز اساسی درباره زنان و مردان با شما به گفتگو می پردازم. توصیه من این است که حتما این پست را تا اخر دنبال کنید. بخاطر طولانی بودن مطالب پوزش می طلبم. باور کنید از این خلاصه تر و جامع تر مثمر تمر واقع نخواهد شد. توصیه می کنم ابتدا ان را ذخیره کرده و سپس در فرصتی مناسب به خواندن ان مبادرت ورزید. از همه کسانی که در این مدت بوسیله میل با من در تماس بوده اند، کمال تشکر و قدردانی را دارم. کلیه عزیزانی که مایل اند در باره مشکلات خود با من در تماس باشند، می توانند به میل: write_me_friendly@yahoo.com  با من در تماس باشند. یقینا در اسرع وقت به میل های شما عزیزان جواب خواهم داد و در حد امکان بشما کمک خواهم نمود.

 

از انجاییکه تا بعد از تعطیلات نوروزی فرصت بروز در اوردن این وبلاگ شاید برایم مقدور نباشد لذا پیشاپیش فرا رسیدن چهارشنبه سوری و سال نو را به همه شما دوستان خوب و مهربانم تبریک عرض میکنم. امیدوارم که سالی خوب و خوش و پربار داشته باشید. بهترین ها را برای همه شما ارزومندم. حتما در اولین روز بهار در وبلاگ دیگرم یعنی کفش های غمگین عشق: www.lastinglove.blogfa.com  در خدمت شما عزیزان خواهم بود. ضمنا از شما دوستان عزیز تمنا دارم در صورت امکان وبلاگ جدیدم را در لینک پیوندهای خود قرار دهید. در اسرع وقت همه شما عزیزان را لینک خواهم نمود. از توجه همگی شما ممنون و سپاسگزارم.

 

 

رازی درباره مردان که هر زنی باید ان را بداند

  

چرا اینطور بنظر میرسد که مردها در مقایسه با زنها اهمیت کمتری به عشق و روابط می دهند؟

 

" میدونم دوستم داره" اما همیشه این احساس  را دارم که رابطه ما، برای من مهمتره تا برای او. هر وقت که   از سر کار به خون برمیگردم برای دیدنش  لحظه شماری میکنم، اما وقتی اون بخونه میرسه، بنظر نمیاد که اونقدر ها هم هیجان زده باشه. نمی تونم بفهم چرا؟ "

 

" همیشه کارهای خاصی برای همسرم / نامزدم انجام میدم. به مناسبت های ویژه براش کارت پستال می فرستم. برای بعضی شبها و مناسبت های بخصوص از قبل برنامه ریزی میکنم و...اگه اون هم بهمین انداره که من دوسش دارم ، دوستم داره، چرا همین کارها را برای من انجام نمیده! "

 

آیا این جملات برایتان اشنا هستند؟

 

 بسیاری از زنان با اغلب این جملات ارتباط برقرار می کنند چرا که خیلی از زنها با مردهایی هستند که اهمیت کمتری به رابطه و ازدواج شان می دهند. این واقعیت ندارد که مردها اهمیت کمتری برای عشق و روابط قائل هستند، بلکه حقیقت این است ؛ رازهایی در این باره وجود دارد که زنها می بایست انها را بفهمند و درک کنند.

 

مردها هویت خود را بیشتر از ناحیه شغل و موفقیت هایشان تعریف می کنند، در حالیکه زنها هویت شان را صرفا بر اساس روابط ( احساسات و عواطف ) خود بیان می کنند.

 

چنانچه مردی نسبت به شغل و توانایی های حرفه ای خود احساس خوبی نداشته باشد، به سختی خواهد توانست توجه خود را بر روابط عشقی و احساسیش معطوف کند.

 

چنانچه مرد زندگیتان در رابطه با شغلش مایوس و سرخورده است و یا نگران پروژه ای باشد و یا زیر فشار اقتصادی باشد و یا احساس کند در یکی از مراحل موفقیتش درمانده و فضایی برای رشد در اختیار ندارد، از لحاظ احساسی و عاطفی، تمام و کمال در دسترس شما نخواهد بود. بخش عمده ای از توجه و انرژی ذهنی او مدام درگیر نگرانی ها و درگیری های شغلیش خواهد بود و ممکن است اگاه و یا ناخوداگاه این روش را ادامه بدهد. برای او مشکل خواهد بود کاملا احساس ارامش و راحتی کند، بی انکه در زندگیش احساس موفقیت داشته باشد.

موضوع این نیست که دوستتان ندارد و یا به شما عشق نمی ورزد و یا این که بشما احتیاج ندارد. حتی موضوع این نیست که شغلش را بیش از شما دوست دارد. مطلب تنها این است که شغلش تاثیر درگیرانه تری بر احساس رشد شخصی و اعتماد به نفس او دارد تا رابطه اش با شما.

درک این موضوع و پذیرش ان برای زنها اندکی مشکل است. ارزش یابی زنها با ارزش یابی مردها متفاوت هستند. برای زنها صرف نظر از این که تا چه حد در شغل خود موفق هستند، مادامی که زندگی احساسی ارضاء کننده ای نداشته باشند، احساس خوبی نسبت به خودشان نخواهند داشت. برای یک زن صمیمت و نزذیکی با یک مرد، ارامش و راحتی است. این احساس ارامش در پایان روز به مانند ان است که هدیه ای دریافت کرده است و به هیچ وجه به معنای مزاحمت یا تداخل نخواهد بود. بهمین خاطر است که زنها از مردها توقع دارند تا نگرانی ها و ناراحتی های شغلی شان را به مجرد ان که عصرها در پایان کار انها را می بینند، دور بیاندازند، انها را در اغوش گرفته و در پناه عشق خود احساس راحتی و خوشحالی کنند. این صرفا برای زنها مطلوب است و لزوما به این معنا نیست که برای مردها نیز خوشایند باشد.

 

دلیل دوم اینکه چرا مردها در مقایسه با زن ها ، اهمیت کمتری به عشق و احساسات و روابط می دهند، در تفاوت های ساختمانی میان مغز مرد و زن نهفته است.

مغز مردها به سختی می تواند از تفکر به سمت احساست و عواطف تغییر عملکرد بدهد. مغز مردها و زنها متفاوت از یکدیگرند. مغز مرد تخصصی تر است. نیم کره راست مغز مردها با عملکردهای بینایی و فضایی و همچنین احجام سر و کار دارد. فعالیت هایی نظیر کسب مهارت های فیزیکی ، تطابق های چشمی و ماهیچه ای. در حالیکه نیم کره چپ ، به مهارت های گفتاری و شناختی اختصاص یافته است؛ مهارتهایی نظیر بیان احساسات و درک مسایل انتزاعی . نیم کره راست رشد و تمایز بیشتری از نیم کره چپ دارد. نتیجه چنین حالتی انست که دخترها در مقایسه با پسران گفتاری تر و کلامی تر هستند، بهمین دلیل است که اغلب مردها در مقایسه با زنها از مهارت های گفتاری کمتری برخوردار هستند.

 

از طرفی مغز زن ها عمومی تر است. به این معنا که هر دو نیم کره راست و چپ مغز زنها، با هم روی مشکلات کار کرده و هر دو عملکردی مشابه دارند و تقسیم کار بین انها صورت نگرفته است. بنابراین جایگاه مردها بیشتر در سرشان است تا در قلبشان. این بدین معناست که مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن، مدت زمان بیشتری احتیاج دارد که تغییر وضعیت بدهد. بنابراین هنگامی که شما و نامزد / همسرتان مشغول گفتگو درباره مسایل مادی و اقتصادی هستید، یا درگیر مکالمه ای روشنفکرانه می باشید و به ناگهان دوست دارید به همسرتان عشق بورزید، در اغوشش بگیرید و از احساسات تان صحبت کنید، احتمالا خواهید دید که همسرتان حوصله این کار را ندارد چرا که به همان سرعت شما نمی تواند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت بدهد.

 

ایا تا بحال اندیشیده اید که چرا نامزد /  همسرتان در پایان روز به وقت بیشتری احتیاج دارد تا پس از کار خودش را برهاند و همه چیز را خاموش کند؟

ایا تا بحال مشاهده کرده اید چرا هنگامی که با نامزد یا همسرتان به تعطیلات رفته اید از جانب او توجه، محبت و عشق بشتری دریافت می کنید؟

ایا توجه کرده اید در اینگونه مواقع گرایش او به روابط جنسی بیشتر می شود؟

 

هنگامیکه مردی را از شغل و کارش دور می سازید، نه تنها فشارها و اضطراب های محیط کاری را از رویش بر میدارید، بلکه به مغزش استراحت میدهید تا از ان عادت همیشگی، تمرکز 8 ساعته بر روی فعالیت های مغز راست و تحلیلی دست بر داشته و کمی ارام بگیرد. این باعث می شود همسرتان از لحاظ احساسی امنیت بیشتری داشته و بیشتر و بهتر درکتان کند و در نزدیکتان باشد چرا که دیگر مجبور نیستند مرتبا از این عملکرد به عملکرد دیگر تغییر وضعیت بدهد.

 

بخاطر داشته باشید مردها از این که بفهمند شما انها را درک می کنید، خیلی خوشحال می شوند. برعکس از این که از انها انتقاد کنید، متنفر هستند.

با نامزد /  همسرتان درباره روش های دیگر افزایش احساس عزت نفس و ارزشمند بودن( روش هایی به غیر از موفقیت های شغلی و حرفه ای بلکه پیشرفت های ارتباطی) به گفتگو بنشینید.

 

مردها نیز می بایست کمی احساسی تر و عاطفی تر باشند( توجه داشته باشید که این یک واقعیت است که زنها اصولا احساسی تر و عاطفی ترند و مردها بر عکس انها علاقه بیشتری به امور جنسی دارند.). می بایست اولویت های خود را بازبینی کنید و این الویت ها را نه بر اساس پیشرفت های مادی و اقتصادی ، بلکه کمی نیز بر اساس موفقیت های روحی، احساسی و عاطفی بنا گذارند.

 

می توانید کمک کنید تا همسرتان استرس کمتری داشته باشد و با جستجو کردن درباره راه هایی که در انتقال او از محیط کاری به کانون گرم خانواده می تواند کمک کند، حامی او باشید.

 

روش هایی بیابید تا نامزد یا همسرتان بتواند بوسیله ان تنش های کاری و شغلی اش را در پایان روز کاهش دهد مثلا: با ورزش کردن، قدم زدن، تفریح و گردش، سینما رفتن، دراز کشیدن و گوش دادن به سکوت یا موسیقی ارام بخش، ماساژ گرفتن از شما، گوش دادن به اخبار یا خواندن روزنامه ها و...

 

به مجرد ورود همسرتان از محل کار بخانه، با مسایل و مشکلات احساسی و عاطفی تان به او هجوم نبرید. به او وقت بدهید تا ارام گیرد و در شرایط بهتری باشد. بجای انکه تنها ارزو کنید همسرتان بیشتر خود را صرف رابطه با شما بکند، از او بخواهید احساساتش را در رابطه با موضوع های زیز با شما در میان بگذارد:

 

  1. تصویر ذهنی او از یک رابطه ایده ال چیست؟
  2. مایل است چه مقدار از وقت و انر.زی خود را به بهبود رابطه اش با شما اختصاص دهد.
  3. به منظور ایجاد رابطه ای مستحکم و نیرومند، مایل به اسفاده از چه روش ها و تکنیک هایی است( کتاب خواندن، مشاوره، سمینار ف میزگرد و ...)
  4. برخورها و مشکلات پیش امده را چگونه و به چه روشی می خواهد حل کند؟( دوست دارد فورا درباره ان ها صحبت کند، یا منتظر شود بچه ها بخوابند، یا احساساتش را روی کاغذ بنویسد یا ...؟)

 

صحبت در خصوص موضوع های فوق با همسرتان، نه تنها به شما اطمینان خاطر می دهد که همسرتان نیز به همان اندازه شما به این قبیل مسایل اهمیت می دهد و حتی مایل است در جهت رشد و موفقیت رابطه اش تلاش کندف بلکه به او کمک می کند احساسات خوبی ناشی از صحبت درباره این قیبل مسایل با شما را تجربه کند. تعهد همسرتان مبنی بر مشارکت و همکاریش در رابطه با شما، باعث می شود احساس کنید هر دو اعضای یک تیم و به دنبال هدفی واحد هستید، دو انسان متعهد به موفقیت رابطه ای واحد.

 

رازی درباره زنان که هر مردی باید ان را بداند:

 

رازهایی درباره روابط جنسی

 

عشق مطلوب به معنای عشق ورزیدن نه تنها با بدنتان بلکه با دل و جان تان است. باید بگذارید عشقی را که در خود احساس می کنید در گفتار و کلامتان ، نگاهتان، لمس تان، بوسه هایتان و ... تجلی و نمود پیدا کند تا معشوقتان در یابد تنها به بدن او عشق نمی ورزید بلکه روح و جان انان را نیز با تمام وجود دوست دارید.

 

معشوق بودن به چه معناست؟

 

معشوق بودن هرگز به مهارت های جنسی شما به دفعاتی که عشق بازی می کنید، به توع  وضعیت ها و موفقیت هایی که در ان عمل جنسی را اجرا می کنید و به تعداد دفعاتی که  معشوقتان می تواند در یکبار همبستر شدن به اوج لذت جنسی برسد، ارتباطی ندارد.

 

معشوق بودن به رفتاری بستگی دارد که در تمامی اوقات و در تمامی احوال با معشوق تان پیشه می کنید. ان هم نه فقط در اتاق خواب بلکه در همه جا و در همه وقت.

 

عشق ورزیدن بمعنای رفتاری است که با معشوق تان بهنگام راه رفتن، غذا خوردن، صحبت کردن و همچنین در اتاق خواب دارید، هنگامی که تن هایتان یکی می شود. معشقو کسی است که قلب او از عشق لبریز باشد.

 

رازهایی درباره خواسته های جنسی زنها:

 

  1. زنها نیاز دارند در ابتدا از ناحیه سر و قلب اماده باشند.
  2. زنها نیاز دارند از نگرانی و مزاحمت های متفرقه بدور باشند تا میل جنسی در انها فعال باشد.
  3. زنها دوست دارند ابتدا اغوا شوند.
  4. زنها از عجله و شتاب زدگی خوش شان نمی اید.
  5. رازهایی درباره کلیتوریس

 

در این پست ابتدا به راز شماره یک می پردازیم و در پست های اینده  درباره رازهای دیگر و نیز مطالب بسیار جالبی در این باره با شما عزیزان به بحث و گفتگو خواهیم پرداخت.

 

زنها نیاز دارند در ابتدا از ناحیه ی سر و قلب اماده باشند:

 

مردها و زنها به لحاظ جنسی کاملا متفاوت هستند.

 

چگونگی تحریک جنسی در مردها:

 

فرض کنید زنی شروع به نوازش همسرش میکند. پایانه های عصبی یا گیرنده های حسی او پیام های تحریک امیز را دریافت میکند و سپس مستقیما انها را به اندام های تناسلی مرد مخابره میکند، به طرزی معجزه اسا در ظرف چند ثانیه مرد اماده میشود و از خود واکنش نشان میدهد.

 

چگونگی تحریک جنسشی در زنها:

 

مردی همسر خود را نوازش میدهد و مرد امادگی و تمایل ان را دارد که ارتباط جنسی برقرار کند. پایانه ها یا گیرنده های حسی زن پیام های تحریک امیز را دریافت کرده چنین ثبت میکند که تلاش برای تحریک جنسی او صورت پذیرفته است. بر خلاف بدن مردها، پیش از انکه این  پیام ها به مناطق تحریک پذیر برسند باید به مراکز احساسی – عاطفی در مغز زن مخابره شوند تا در انجا پردازش شوند.

بنابراین پیامی از پایانه های عصبی ای که توسط مرد لمس شده اند به مسئول بخش ارتباط جنسی و صمیمت مغز زن مخابره میشود. ممکن است بپرسید این مسئول کیست؟ او همان بخش از وجود زن است که زن را از دادن پاسخ مساعد به تحریکات جنسی خارجی در اوقاتی که زن احساس امنیت نمی کند باز میدارد و بدینوسیله او را محافظت میکند و از اسیب پذیری او میکاهد.

 

مسئول بخش ارتباط جنسی و صمیمت مغز زن، اخرین گزارش های دریافتی طی چند روز گذشته را که همگی در " روان " زن انبار شده اند را پردازش و موارد زیر را تعییت میکند:

" موازنه یا بیلان موجودی بانک عشق زن چقدر است؟ "

پاسخ، هوم، چندان بالا بنظر نمیرسد. ظاهرا چند وقت اخیر توسط همسرش نادیده گرفته شده است، اه این یکی دیگر چیست؟ مقادیر انزجار انباشته شده از هفته ی گذشته ! ظرف هفته ی گذشته زن مدام سعی کرده است با شوهرش درباره تصمیماتی که باید با هم اتخاذ میکردند صحبت کند، اما او مرتبا شانه خالی کرده است. اصلا وضعیت مطلوبی نیست. به هیچ وجه!

 

مسئل بخش ارتباط جنسی و صمیمیت مغز زن تصمیم خود را اعلام میکند: " به هیچ وجه توصیه نمی شود که او امشب رابطه جنسی برقرار کند." شاید چند روز بعد، پس از انکه مرد در روابط خود با ان زن تجدید نظر کند و با او مهربان تر باشد ( متاسفانه بسیاری از مردها این مسائل را اگاهانه یا نااگاهانه درک نمی کنند و تلاشی نیز برای بهبود روابط خود با همسر خود نمی کنند در نتیجه مشکلات و اختلافات  انها رفته رفته با این وضعیت روی هم تلنبار و انباشته شده تا جایی که دیگر زن نسبت به همسر خود کاملا سرد و بی روح میشود و این مسئله باعث تنفر و بی تفاوتی و عدم انگیزه زن به ادامه و یا داشتن روابط جنسی مطلوب میگردد).

 

سپس این مسئول تصمیم میگیرد  که پیام های تحریک امیز را به اندام های تحریک پذیر جنسی زن مخابره نکند و انها را در بایگانی خود توقیف کند. این بدین معناست که هر چه مرد تلاش میکند تا همسر خود را تحریک کند زن احساس نخواهد کرد که تحریک شده است.

 

توصیه من به همه کسانی که در روابط جنسی خود دچار مشکل و سردرگمی هستند این است که این مهم را درک کنند که زن و شوهری که دارای اختلافات و مشکلات هستند و رابطه انها صمیمانه و عاشقانه نیست، و مردی که احساس قلب همسر خود را نادیده میگیرد هرگز رابطه جنسی موفقی نخواهند داشت.

 

" چنانچه قلب زن بر روی همسرش بسته شده باشد یا از جانب شوهرش بی توجهی و بی محبتی دیده باشد، تماس جسمانی و تلاش های مرد ب منظور تحریک جنسی همسرش نه تنها برای زن خوشایند نخواهد بود بلکه عملا موجب ناراحتی و انزجار بیشتر زن خواهند شد. تمامی نوازش ها و تحریکات جنسی از جانب چنین مردانی که روزی برای همسرشان خوشایند و خواستنی بودند، در این اوقات دل و جانشان به روی او موقتا بسته شده است، ناراحت کننده، کسالت اور و حتی دردناک خواهد بود."

 

در این اوقات که مرد سعی میکند به زن نزدیک شود، زن چه احساسی را تجربه میکند؟ هیچ چیز. از لحاظ جنسی زن خاموش است و حوصله ان را ندارد. مرد خود را پس زده و از خود میراند و مرد ناچارا میگوید: " عزیزم، امشب خسته ام. بیا فقط بخوابیم."

 

تحریک جنسی زن ها واجد یک مرحله ی اضافی است که تحریک جنسی مردها فاقد ان است. حقیقت ان است که بیشتر مردها حتی در اوقاتی که اصلا امادگی و حوصله ی ان را هم ندارند یا از دست همسر خود خسته و عصبانی هستند، می توانند به لحاظ جنسی تحریک و فعال شوند( البته ذکر این نکته ضرورت دارد که استرس، اضطراب، ناراحتی و ناراحتی اعصاب بر عملکرد عادی مردها می تواند تاثیر گذار باشد که این امر باعث می شود تا مرد دیرتر ارضاء شود) انهم با کسی که شاید اصلا از او خوش شان هم نیاید. مرد براحتی می تواند عملکرد مطلوب خود را حفظ کند و نعوظ حاصل شود چون پیام های جنسی انها نیازی به پردازش توسط مرکز احساسات و عواطف پیش از تحریک فیزیکی ندارند.

 

در خصوص زنها قضیه کاملا فرق میکند. بدن های زنان به مجرد لمس شدن سریعا و بطور خودکار پاسخ نمی دهند و تحریک نمی شوند. زنها اول باید قلب و سرشان تحریک شود. بدنبال ان بدن هایشان نیز تحریک خواهد شد. بهمین دلیل است که زنها به دفعات کمتری در مقایسه با شوهرانشان به لحاظ جنسی تحریک می شوند. مهم ترین اندام تحریک پذیر زنها قلب انهاست.

 

" قلب زن باید از محبت و توجه سیر باشد تا بدنش تشنه ی بدن شما باشد. هر بار که بی هیچ دلیل خاصی دست همسرتان را می گیرید، موهای شان را نوازش می کنید و نزدیک می ایید، گویی به زن خود می گویید: " دوستت دارم." در این هنگام انها احساس می کنند که قلب های شان به معنای واقعی کلمه از رضایت و شادی لبریز شده است و هنگامی که قلب زن سیراب باشد، امادگی ان را دارد که در لذت عشق خود به لحاظ جنسی شما را نیز با خود سهیم کند."

 

زن و شوهری که در هر حال، در همه جا و همه وقت عاشق یکدیگرند و از یکدیگر خوششان می اید ، محال است رابطه جنسی مطلوب و رضایت بخشی حتی هر شب بهنگام هر بار همبستر شدن ، نداشته باشند.

 

مطمئن باشید و یقین داشته باشید که زمانی که احساسات یکدیگر را سرکوب می کنید، زمانی که صادقانه احساسات یکدیگر را ابراز نمی نمایید، زمانی که خواسته ها و نیازهای احساسی – عاطفی و جسمی یکدیگر را با هم در میان نمی گذارید و زمانی که تلاشی برای بهبود روابط و حل و فصل مشکلات و اختلافات خود بروز نمی دهیدف همه اینها بر روابط جنسی شما تاثیر مستقیم خواهد داشت و در نتیجه هرگز نمی توانید رابطه جنسی مطلوبی داشته باشید. مردی که از لحاظ جنسی از زن خود خوشش نمی اید و بر عکس زنی که شوهرش در ارضاء او ناتوان است، این مسئله مهم بر روابط زناشویی انها تاثیر بسزایی خواهد گذاشت. یکی از دلایل مهمی که منجر به روابط مخفیانه و نامشروع و  خیانت  مردان و زنان می شود، همین مسئله جنسی است. در چنین اوضاع و احوالی هر یک از زن و مرد تلاش می کنند تا این خلا را در جای دیگر و با فرد دیگر پر کنند. لطفا جدی بگیرید! یقینا و مسلما خیانت برای هر کسی زجراور و کشنده است. با شمام اقای عزیزی که به احساسات و خواسته های همسرت توجهی نداری. شمایی که دایم در خانه جنجال بپا میکنی، بر روی زن و بچه هات داد و فریاد میکشی، اسایش انها را بر هم میزنی. اره اقای محترمی که به همسرت توجه کافی نداری و هیچ اقدامی برای بهبود و التیام روابط ات نمی کنی. و شما خانم عزیزی که .....

 

دو نکته کلی برای اماده کردن زنها:

 

پیش نوازی احساسی – عاطفی و پیش نوازی فیزیکی -  جسمانی

 

یکی از رایج ترین شکایت های زن ها از مردها ان است که پیش نوازش احساسی -  عاطفی را فراموش کرده ، یک راست به سراغ پیش نوازش فیزیکی – جسمانی می روند.

 

" تنها وقتی که شوهرم مرا لمس میکند هنگامی است که از من عمل جنسی می خواهد. من زنی پرشور و حرارت و گرم مزاج هستم و در کل محبت جسمانی را بیشتر ترجیح می دهم. کارهایی از قبیل: بوسیدن، در اغوش گرفته شدن، و ...نه فقط عمل جنسی محض. هنگامی که شوهرم می خواهد مرا تحریک کند اما یک هفته ی تمام به من دست نزده است احساس میکنم از من سوء استفاده و به من تجاوز شده است و کاملا واضح و طبیعی است که تمایلی به عشق ورزی نداشته باشم. "

 

 در زیر تمثیلی است که اهمیت پیش نوازش احساسی -  عاطفی را به طرزی مطلوب به تصویر میکشد:

هر یک از ما زن و مرد دری در وجود خود داریم که بر روی اتاق شور و حرارت مان باز می شود. در مردها این در تنها یک قفل دارد و با یک کلید باز می شود و ان کلید همان نوازش و لمس شدن فیزیکی -  جسمانی است. چنانچه به مردی به طرزی مناسب دست بزنید، سریعا در باز و او تحریک می شود.

 

در حالیکه اتاق جنسی زن ها دو قفل دارد و برای گشایش در ان به دو کلید نیاز دارید، یک قفل بر روی بدن زن است و قفل دیگر بر روی قلب و ذهن زن. بنابراین مردها برای دستیابی و کامیابی جنسی از زنها به دو کلید نیاز دارند. کلید عشق و نوازش جسمانی، کلید عشق و صمیمیت یا بعبارت دیگر پیش نوازش فیزیکی -  جسمانی و پیش نوازش احساسی -  عاطفی( به زنان بدکاره و فاحشه نگاه نکنید که همیشه در اتاق شان باز و بدون قفل است. برای اکثر قریب به اتفاق زنان بدکاره و فاحشه اهمیتی ندارد که با کدام کلید در اتاق شان را باید گشود).

 

اشتباه مردان این است که بیشتر اوقات تنها با یک کلید سعی در باز کردن در دارند. کلید جسمانی -  فیزیکی و هنگامی که در بر روی انها باز نمی شود و نمی توانند داخل شوند، انگشت حیرت به دهان می مانند. در این اوقات انها کلید دیگر یعنی کلید پیش نوازش عاطفی – احساسی را فراموش کرده اند.

 

 

چگونه کاری کنید تا همسرتان بخواهد با شما عشق ورزی کند؟

 

  1. موجودی حساب مشترک عشق و صمیمیت خود را بالا ببرید. هر بار که با کلمات یا رفتارهای محبت امیز مبالغی را به حساب عشق و صمیمیت مشترک خود واریز می کنید در واقع تضمین می کنید که به هنگام برداشت همسرتان از این حساب، موجودی کافی در ان وجود داشته باشد تا همسرتان با خوشحالی و تمایل تمام با شما عشق ورزی کند. هیچوقت اجازه ندهید موجودی این حساب بیش از حد پایین بیاید زیرا در ان صورت همسرتان به ارتباط جنسی با شما علاقه ی کمتری از خود نشان خواهد داد.

این موجودی را چگونه به حساب واریز کنید؟

 

قلب و روح او را با" اکسیر عشق" که عبارت است از توجهف محبت و قدردانی سیراب کنید. مراقب باشید هیچگاه همسرتان کمبود محبت و توجه نداشته باشد. چنانچه همسرتان را تشنه ی محبت نگاه دارید خود نیز به لحاظ جنسی گرسنه خواهید ماند!

  1. هیچگاه عشق ورزی را فقط در رختخواب شروع نکنید. نکته ای که در رابطه با زندگی جنسی شما وجود دارد این است که انچه در بیرون از اتاق خواب و انچه در بستر میان شما و همسرتان می گذرد از اهمیت کاملا یکسانی برخوردار خواهند بود. این رختخواب است که همبستر شدن عملا در ان اتفاق می افتد اما چنانچه همیشه  منتظر ان باشید که به رختخواب بروید تا عشق ورزی را شروع کنید زمان را از دست خواهید داد و به احتمال قوی همسرتان نخواهد توانست پا به پای شما پیش بیاید و از شما عقب خواهد ماند.

بیشتر رفتاری که چند ساعت پیش، چند روز پیش یا حتی هفته ها و ماهها پیش با همسر خود داشته اید تعیین کننده ی این موضوع خواهد بود که به عشق ورزی با شما از خود تمایل نشان بدهد یا ندهد. به همین دلیل است که تمامی دانش دنیا نیز نخواهند توانست در این زمینه به شما کمکی کنند مگر انکه از پیش همسرتان را خوب، گرم و اماده کرده باشید.

 

فرض کنید می خواهید اتشی روشن کنید. هرگز نمی توانید که چند قطعه هیزم درشت را در شومینه بیاندازید. یک کبریت روشن کنید و انتظار داشته باشید که هیزم ها اتش بگیرند و زمانی طولانی نیز بسوزند. بلکه در عوض چند روزنامه بر می دارید، انها را پاره پاره می کنید و خوب روی هم لا به لای چوبها می گذارید و سپس با مهربانی و ملایمت اجازه می دهید که خوب اتش بگیرند و هنگامی که خوب گداخته شدند هیزم ها را بر روی انها می گذارید.

 

 

بدن زنها هم درست به همین ترتیب است. هر ناز و نوازشی کوچک و هر " دوستت دارم گفتنی که در بیرون از اتاق خواب گفته می شود، اتش درون زن را بتدریج گرم تر و گرم تر میکند تا نهایتا از عشق و شهوت نسبت به شما در خود خواهد سوخت.

درست به طرز مشابهی که یک قطعه هیزم درشت را تنها با یک چوب کبریت کوچک روشن نخواهید کرد هرگز نیز انتظار نداشته باشید که به شب جمعه ، هنگامی که به یکباره در خود نیاز جنسی احساس می کنید، - در حالیکه تمام هفته حتی یک بار هم زن خود را لمس نکرده اید و کوچکترین عشقی نیز به او نورزیده اید – امادگی ارتباط جنسی با شما را در خود احساس کند.

 

3. دردادن پیش نوازش روحی و احساسی مهارت کسب کنید. فراموش نکنید که برای باز کردن قفل دل زنها از دو کلید استفاده کنید: کلید احساسی -  عاطفی و نیز کلید فیزیکی – جسمانی.

معرفی وبلاگ دوستان:

 

بیصدا می شکنم: http://beesedamishekanam.blogfa.com

 

سپید بارانی:                   http://sepidebarani.blogfa.com

 

کلبه کوچک من:                     http://ensaniiat.blogfa.com

 

دلتنگی های عسل:              http://asalakeman.blogfa.com

 

غریبه:                         http://naghooseshgh.blogfa.com

 

بیگانه:                                   http://biganeh.blogfa.com

 

بروبچ:                             http://sajjad3soot.blogfa.com

 

تنهاترین تنها:                             http://o30na.blogfa.com 

 

 

|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385  |
 بمناسبت تولد وبلاگم

 

سلام دوستای عزیز و گلم!

 

امروز، روز تولد وبلاگمه. یک سال گذشت و چه زود گذشت اما با خاطراتی شیرین و خوش در کنار با شما بودن. از روزی که با وبلاگ و وبلاگ نویسی اشنا شدم، خیلی چیزا از شما دوستان عزیزم یاد گرفتم. خیلی درسها و تجربیاتی که می تونه تا اخر عمر در کنارم باشن. مهمتر از همه اشنایی با شما عزیزان. واقعا و قلبا خرسند و خوشوختم. دوستان خوب و گلی که جای تک تک شان در قلب منه و صمیمیانه دوستشون دارم. و پیدا کردن دوستای خوبی مثل شماها یکی از بهترین فایده های وبلاگ نویسیه.

 

امروز در سالروز تولد وبلاگم تنها به این امید و هدف خدمت شما رسیدم و دعوت تان کردم تا از همه شما عزیزان تشکر و قدردانی کنم. شما که باعث امید و دلگرمی و شوق وافر من بودید و نوشته های طولانی من را دنبال می کردید. از اینکه دعوت من رو پذیرفتید خالصانه تشکر و قدردانی میکنم. هر چند جشن من خیلی محقره اما امیدوارم که این بار هم تا پایان منو همراهی کنید و بهتون بد نگذره.

 

 

قبل از این که از همه دوستان عزیز و گلی که در این مدت یک سال من را همراهی کردند و باعث دلگرمی من بودند نام ببرم و تشکر کنم، جا دارد از یک دوست عزیز و محترم، از ابجی گلم ماندانا کسی که بانی و طراح وبلاگم بود و هیچ وقت محبت هاش را فراموش نمی کنم ، یاد کنم. خیلی دوست داشتم مثل بقیه دوستان برای یکبار هم که می شد بیاد و از خودش یک یادگاری بجا بزاره اما میسر نشد. الان نزدیک به یک ساله که ازش بی خبرم. ای کاش از سلامتی و تندرستیش من را هم مطلع میکرد. اما هر جا که هست براش ارزوی سعادت و خوشبختی و تندرستی دارم. هیچ وقت فراموشش نمی کنم و همیشه بیادش هستم. همین جا یکبار دیگه صمیمانه ازش بخاطر همه خوبیهاش ازش تشکر میکنم.

 

 

مهسا(مراحل عشق) دوست عزیزی که در لندن تحصیل میکنه و اولین کامنت وبلاگم را گذاشت و مدت زیادی است ازش خبری ندارم. امیدوارم که هر جا هست خوش و خرم و تندرست باشه.

 

 پریسا خانم و اقا پدرام دوستان عزیزی که دیگه ما رو قابل نمی دونن . امیدوارم عشقشون پاک و ماندگار و واقعی باشه. برای خوشبختی هر دوشون دعا میکنم. پریسا خانم دومین نفری بود که برای من کامنت گذاشتند.

 

مهرنوش دوست عزیز و گلم که سومین کامنت وبلاگم را گذاشت، نویسنده وبلاگ فرهنگ و هنر / عشق جاودان. دست نوشته های خوبی داره. مهرنوش جان ازت  بخاط خوبی ها و محبتت ممنونم و بهترینها را برات ارزو میکنم.

 

 مینا دوست عزیز قدیمی ( سرزمین مینا و ساده نبود گذشتن از تو برام) که اولین بار با وبلاگ او اشنا شدم و بعد از این که وبلاگش را بست دیگه منو فر اموش کرد.  اما در خونه من هنوز هم بروش بازه. مینا خانم امیدوارم که همیشه خوش و خرم و خوشبخت باشین. هر راهنمایی که کردم صرفا واسه خاطر سعادت و خوشبختی شما بود.

 

 فرنوش(شمیم) دوست بسیار عزیز و خوبی که هیچ وقت فراموشش نمی کنم و از صمیم قلب دوستش دارم. او یکی از بهترین و صمیمی ترین دوستای من بوده و هست و براش ارزوی سعادت و تندرستی دارم و از خدا میخوام به ارزوش برسه. فرنوش جان  هیچ وقت اون همه خاطرات خوب و شیرین یادم نمی ره. من با تو دوست گلم بوسیله این وبلاگ اشنا شدم و دوستی ما هنوز تا هنوزه با صداقت و صمیمیت هر چه تمام تر ادامه داره.

 

 اما نازنین خانم عزیز و مهربون و دوست داشتنی، کسی که خیلی زیاد به من لطف و محبت داشته و در طراحی وبلاگ مثل گذاشتن امار و ...خیلی بمن کمک کردند و یک خانم به تمام معنا خاکی و بی ریا، فهیم و خوب و نجیبه. نازنین جان بخاطر همه محبت هات و زحمت هایی که کشیدی صمیمانه و صادقانه ازت تشکر میکنم. خوبی ها و این همه لطف و صفای شما را هیچ وقت فراموش نمی کنم و از صمیم قلبم دوستت دارم و همیشه بیادتم. شما  یکی از بهترین ابجی ها  بلکه دوستان خوب و عزیز من بودید و خواهید بود. کاش می تونستم این همه محبت و خوبی های تو را روزی جبران کنم. بهترین ها را برات ارزو میکنم و سلامتی و سعادت تو را از خداوند منان خواهان و خواستارم.

 

 دوست بسیار عزیز و خوبم ماندانا خانم که همیشه در همه اپ های وبلاگم صادقانه میاد و نظر میده. کامنت هاش همیشه کامل و پرمحتوا ست و نسبت به من خیلی لطف دارند و از مادرشون که در پست قبلی زحمت کشیدند و نظر دادند هم تشکر میکنم. برای ماندانای عزیز و خانواده خوب و محترمش ارزوی سعادت و تندرستی دارم و بخاطر این همه لطفش صمیمانه تشکر میکنم. من لیلقت این همه تعریف و تمجید شما  را ندارم. بخاطر همه چیز ازت ممنونم.

 

 مریم خانم عزیز نویسنده وبلاگ سرزمین هزار معبد، دوست عزیزی که خوب و مهربان و دوست داشتنی است و در تایلند اقامت دارند. مریم جان بخاطر لطف و محبت شما و کامنت های بسیار زیبات بی نهایت ازت ممنونم. شما و همسرتان هر چند که زیاد نیست با هم اشنا شدیم، اما انگار سالهاست همدیگه را می شناسیم. از صمیم قلب دوستتون دارم و آرزوی  خوشبختی و سعادت شما و همسرتون را دارم.

 

 علی اقای گل و دوست داشتنی که در تایلند تدریس میکنه. علی اقا بخاطر کامنت های شما و لطف شما هم بی نهایت ممنونم. روزی که صداتون را شنیدم خیلی بدلم نشست گویا سالهاست می شناسمتون. صدایی اشنا و صمیمی که بوی خوبی و محبت و مهربونی میداد.

 

 عسل خانم دوست عزیز و خوبم نویسنده وبلاگ دلتنگیهای عسل . عسل جان دلم میخواد هیچ وقت گرد و غبار غم و اندوه روی گونه های زیبات نقش نبنده و در زندگی خوشبخت بشی. من صادقانه دوستت دارم و هیچ وقت فراموشت نمی کنم. از کامنت های زیبات هم بی نهایت ممنونم. دوست عزیزم مواظب خودت باش.

 

 شکیبا خانم دوست عزیزی که خانم خوب و مهربونیه و ارزو میکنم مشکلاتش حل بشه و در زندگی خوشبخت بشه. دوست گلم با امید و ایمان و صبر و تلاش هر کاری ممکنه، هیچ وقت ناامید نباش و به خدا توکل کن. شما قلب پاک و مهربونی دارید.

 

 سپیده خانم دوست عزیزی که دست قلم شیوا و روانی داره دوستی با احساس و شاعر مسلک که شعراش به دل می شینه. سپیده جان برای خوشبختی شما هم از صمیم قلبم دعا میکنم و امیدوارم که مشکلاتت حل بشن.  به اعجاز ایمان و امید و صبر اعتقاد و ایمان داشته باش. سعی کن دلشاد و شادمان باشی و غم و غصه را از خودت دور کنی و خوش بینانه به زندگی امیدوار باشی. شما سرشار از احساسید. احساسات زیبا و قشنگی دارید و من ایمان دارم می تونید بر مشکلات خود غلبه کنید.

 

حمیده خانم دوست عزیزی که در توکیو زندگی می کنه براش ارزوی تندرستی و سعادت دارم.

 

 مهنوش خانم دوست خوب و عزیزی که در هلند اقامت دارند و دست نوشته های خوب و جالبی دارند.

 

 اقا علیرضا، حمید، مجتبی، سینا، مازیار، مهرداد، همدرد، فرهاد، وحید ، محمد، وهاب و فری عزیز . از شما دوستای گلم هم بی نهایت ممنونم. همیشه بیادتون هستم و از صمیم قلب دوستتون دارم. همیشه شاد و تندرست و خوشبخت باشید.

 

غزل دوست خوب و گلم نویسنده وبلاگ غزل گریه ها که خیلی خوب و بامحبت و با احساس هستند . عاشق شعر و غزله . غزل جان برای شما هم ارزوی سعادت و تندرستی دارم.

 

نازی خانم دوست عزیزی که من فراموشش نمی کنم و خیلی وقته ازش بی خبرم. دوستی شاد و خوشرو و با محبت که متاسفانه ادرس وبلاگش رو فراموش کردم.

 

 منا بانوی سرخ پوش دوست خوب و عزیزی که تنهاست ودلتنگی هاش را در وبلاگ قشنگش مینویسه. از دوستان خوب منه و من بخاطر محبت هاش ازش ممنونم.

 

 هدیه دختر خاکستر نشین دوست عزیز و با محبتی که همیشه با کامنت های خوب و زیباش منو شرمنده خودش میکرد و متاسفانه چند وقتی است که دیگه نمی نویسه. هدیه جان همیشه همین جور خدایی باش و امید را در زندگی فراموش نکن.

 

دختر مشرقی نویسنده وبلاگ رویا شرقی که برای خودش و نامزدش ارزوی سعادت و خوشبختی دارم.

 

زیبا دختر اینترنتی دوست عزیزم . برای او و نامزدش هم ارزوی سعادت و تندرستی دارم. از دوستای خوب و قدیمی منه.

 

عسل و علی نویسنده وبلاگ ایه های عاشقی همشهری عزیزم که خیلی وقته ازش بی خبرم و براش ارزوی تندرستی و سعادت دارم.

 

مریم حقیقت دوست عزیز شاعرم. براتون بهترینها را ارزو میکنم توام با سعادت و سربلندی

 

مهناز ندای آزادی که جسور و بی باک از ازادی میگه و متاسفانه چند وقتی است وبلاگش بلاک شده. براشون هر جا هست ارزوی سعادت و تندرستی دارم.

 

اناهیتا خانم نویسنده وبلاگ ایران سرزمین همیشه جاوید دوست عزیزی که همیشه به دیدن وبلاگم میان و خیلی لطف دارن. اناهیتا جان برات ارزوی سلامتی و تندرستی دارم.

 

 اقا رضا مهدیان نویسنده وبلاگ یک قلب پاک از تمام معابد جهان برتر است، دوست خوب و عزیزم رضا جان همیشه شاد و تندرست و خوشبخت باشین.

 

 اقا فرهاد نویسنده وبلاگ پاراگراف( زندگی و...) که وبلاگ فرهنگی و اجتماعی خوبی دارن و ازشون بخاطر همراهیشون تشکر میکنم. براتون ارزوی سعادت و تندرستی دارم فرهاد جان.

 

 فاطمه بنویس نامه نویس  دوست عزیز نوجوانی که در مالزی اقامت دارند. از دوستان خوب و قدیمی من هستند. شاد و تندرست باشی دوست عزیز

 

ماندانا ابری دوست عزیزی که در اکثر پست های من حضور داشتن و ازشون صمیمانه تشکر میکنم. با ارزوی تندرستی و سعادت شما دوست خوبم.

 

ماندانا خانم  دوست عزیزم نویسنده وبلاگ قلامینگو.

 

همدرد دوست خوب و عزیزی که دیگه تا اطلاع ثانوی نمی نویسن.

 

 زهره جعفر زاده دوست عزیز شاعرم که شعراش همیشه زیبا و قشنگه. امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشه.

 

 مهتاب دوست خوبی که سرشار از احساسه و بلاگ قشنگش پیله شیشه ای است.  با ارزوی سعادت و موفقیت او در دانشگاه.

 

دلشکسته تنها دوست عزیزم که وبلاگ عاشقانه و خوبی دارن. از دوستان خوب منه. امیدوارم که از حال و هوای غم بیرون بیان و بهترین عشق ها را براش ارزو میکنم توام با تندرستی و خوشبختی.

 

 شیرین خانم دوست عزیزم نویسنده وبلاگ با من باش... . از دوستان قدیمی منه. موفق و تندرست باشی شیرین خانم.

 

مینا خانم دوست عزیزی که دیگه ما را قابل نمی دونن نویسنده وبلاگ خوشا نشسن نرم و نرمک اشک افشاندن. برای شما هم ارزوی سعادت و تندرستی دارم.

 

مهشید خانم دوست عزیزی که مدتی است دیگه نمی نویسه. مهشید جان این بار عاقلانه تر انتخاب کن. امیدوارم که خوشبخت بشین.

 

 مهرنوش اندوه عشق دوست عزیزی که در اغلب پست ها من را همراهی کردند و صادقانه ازشون تشکر میکنم.

 

 مینا خانم نویسنده وبلاگ منو با یه بوسه ببر تا ستاره. مینا جان از شما هم بخاطر همراهی همیشگی و لطفتون صمیمانه ممنونم. با ارزوی سعادت و تندرستی شما.

 

 نویسندگان وبلاگ های اتش روح و در جستجوی معنا دوستان عزیزی که در اکثر پست ها با من بودن  و من را تنها نذاشتن و از لطفشون ممنونم . با ارزوی موفقیت و سعادت شما دوستان باوفا و خوبم.

و دوستان خوب و عزیزم که در زیر نامشان( یا نام وبلاگشان) را ذکر کرده ام  و همه دیگر دوستان عزیزی که فراموش کردم نامشان را ذکر کنم، برای همه این دوستان عزیز و صمیمی کمال قدردانی و تشکر را دارم و براشون ارزوی تندرستی و سعادت و خوشبختی دارم. اگر کسی را از قلم انداختم دال بر قصور و کوتاهی این حقیر نگذارید. همه شما عزیزان در این مدت باعث دلگرمی و امید من بوده اید و بدون همراهی شما عزیزان توانایی  و شوق نوشتن را نداشتم. از تک تک شما بی نهایت ممنون و سپاسگزارم و بهترین ها را براتون ارزو میکنم.

 

کجا هستی، دلخون، شقایق زعفری، سپیده لحظه ای مانند اکنون، حیدرخان، سرناده، من کفشدوزک نیستم،ساغر، مهین، نسرین بهانه هایی برای بودن، فرشته مهر، شنگول، خراباتی، نازنینی از شمال، دختر خوشبخت، عشق ام فرزاد،مهتاب،  مرتضی،شای گرل، مهتاب، فریاد سکوت، دلسوخته، بانو، ارمان، سعیده، ، روشنک، سمیه، شب های برفی من و تو، فرمانده، مشق عشق، بهادر، ستایش، بانوی شمال،  دجی حمید، باده فروش، احمدرضا، نازنین یار، سمیرا، احسان، کویر سبز، زلزله، عاشق دل تنها، دختر مهتاب، بیگانه، ارکیده، سپیده من عاشق نیستم، شبنم درد دلهای خسته ،داریوش، یک دختر، کامیاب و اما تنها، سمانه، مونا زنده دل، عاشق تنها، مزدک، امیر حسین،  سجاد سه سوت،  یلدا، نیما ارژنگ، عطیه، محمد، اناهیتا، عسل و سروش، الناز، المیرا، نگار، یاسی، علی ، بابک، مریم اختیاری، آتوسا، کیمیا و رخسانا، پریسا و پژمان،  نفرین شده راه عشق، وحید سناتور، بنیامین پسر جهنمی رشت، چهل دروغ، مرضیه، سارینا پسری از نسل افتاب، میلاد، نگار، کیوان، میترا، عسل و علی، شیطونک، دنیا، فهمیه، مهدی، الهه، ستاره کوچولو، اخرین بوسه، غزل، ریحانه، امیر، حسین، فرشته،  لعیا، محسن دل نوشته های یک دل، ژیلا، تینا، مهتاب، میثم، فری، یاسر، هلیا، گلی برای تو، هیرودیا دختری از آبادان، جواد رحیمی، بهار، سیما، امید ، هدیه، عسلی، نوید، خاطره و دختر خاله، روشنک تو را من چشم در راهم، مهری، کیا، مهشید، ارمیتا، بی نام و نشان ترین، شیرین، تنهاترین تنها، مینا، امید ترانه عشق، مهدی تهرانی، مهدی شریعتی، پسر اردیبهشت، امیر، شبنم، مری، الهه و سینا، شاهرخ ولیدی پاک، ایمان، بهرام ، کسری، سمیرا، سید، بی سرزمین، دلداده، فرهاد، ترانه، دلسوخته، پوریا، ماهسون، اکبر، شاهین، سینا، ساحل، سایه، سعید، دختر شاه پریان، ونوس، مروا ، سوگلی، مهرداد، سها، شیوا، ابوذر، لادن، بهروز طلوع عشق، خورشید شب، شمیم، محمد غریب آشنا، حامد، بهرام مشکی پوش، وهاب، مانی، ابوذر کدخدا، اتی، کلاغ سیاه، نسرین، دختر پاییزی سونیا، فرشید، بلوط تلخ، ساناز، تشنه مرگ مریم، سپنتا، مجید، غریبه، مینو نصزت، سعید دی جی، اشکان، منصور، سراب عشق، شیرین ضیافت عشق، مهتاب پیله شیشه ای، رزیتا، صبرا، جی اس ام قاسم، مهدی امیری، امین، نیلوفر، پوریا مریدپور، لاله، تحول بهاری، امیر چکاوک، شیدا، ندا، بید قرمز، رویا، آرش، گیتاریست، سحر،  تیرداد، نادیا، نانی، تینا، البالو گیلاس، پانی، راز، هستی، شقایق دشت تنهایی، مریم پرواز عشق، لیلا، زهره، انتظار، مارال، قلندر عاشق، طاهره خانم، اصغر اقا کامیونی، سامان، عشق شاهزاده ای رو بسوی کمال، سحر، رضا منتظر عاشق، آفتابگردان، سحر، ایلا، یارا، پرنده، دربدرها، حسن، علی بهرنگی، مروارید عرفان، بیقرار ، خلود، سفیر، دختر ایرانی، مهران فره راز، مهدی همراهی، مسعود جیرجیرک، صدف، انیتا، سارا، بابا عظیمی، متین، سهراب، پرواز، داش حمید عشقی، هاشم، فسقلی، پناهنده عشق،نگین عشق، یار دبستانی، ستایشگر، کوروش وفادار دلشکسته، صلیب نقره ای، فیروزه، رخساره، دلارام، ناوال ارش کبیر، مهدی و فرناز، مجهول 1، تک دختر، مهسا ضد پسر، دختر نامرئی، صابر، سیمای گیتی، دیانا، رز سیاه، محمد ممزی، متینا، مازیار، مهاجر، لیدا، لیلا، نیلو، حالگیر، غروب چشمای تو، الینا، عروسک، مژده، سمیرا، رضا حبیبی، دختری که جز تو هیچ کی رو نداره، فرزانه شیدا، سحرناز بانو، هجوم، تورج بخشایش، اهو، اهوزا، محب اهل بیت، ارزو و میکائیل، مسافر شهر رویاها، معصومه، باران، تارا، ریکا، خیال ابی، ، جوونک، یگانه، الماس، محسن مرد یخی، سلطان عشق، پیاله، بانو، مژگان، من یکی مجنون دیگر در پی لیلی خویشم، نسیم، دریا، طهورا، سامه، پونه، علی روحی ف کیمیاگر، نگین، مجتبی ام، مجتبی تازه های ادبی، لاله ، یحیی، مرجان، شهرام مدبری، ارثی زاد، عالین ، گمگشته، ساقی، کسی که هویتش گمشده، قورباغه ونوسی، عشقولک، ائینه هیچ، حمیدرضا شکارسری، فرزانه دقایق سرخ زندگی، سعیده، رویا، حاج علی، سردار، بیژن بارات، ساقی دختری  از اهالی  فردا،  زری، یاسمین، سارا و هدی، معصومه لمسو، ارمین، ادیبه، ظریفی، حمید، نیمای دور از دیار، اشکان، عشق خدایی، مهدی موسوی، سلطان بانو، شاهین، لرد ولمورت، رها، سارا و محمد، الهه و سینا، شمیم، اخرین آرزو، هنی، عبدالله، هانیه، احسان مهدیان، رزیتا، باوفا، تنهاترین تنها، داداش ساسان و فاطمه، یاس، پرستوی مهاجر، ناجی عشق، نازنین، الماس، شیشه لاجوردی، مدد، صادق، الناز، ارین، یاسمن حسینی، سیامک، مورخ آزاد، بوستان عشق،فریا، و خداوند عشق را افرید، پوریا ربانی، کویر، مهرانا، دختر کبریت فروش، میرانا، حاج علی، دریا، عارفه، همسفر با موج، همسفر نسیم، حسام، ابرنگ، مریم اموسا، فواد؛ نوید، پری دریایی، عروس دریا، خاله سارا، کاندرلا، علی شایق، اندرا، پسر اسمونی یک احساس پاک، طهورا، کمیل، الهه شرقی، جهانگرد عاشق، سارا و محمد، پسر دلشکسته، خان دایی، مهدی حسینی، علی سرزمین دور، روزهای زندگی.

 

و دوستان عزیزی که نام وبلاگ های زیباشون را در زیر می بینید( نام اکثر انها را در بالا ذکر کرده ام). از همه این دوستان عزیز هم ممنونم و ارزوی نشاط و تندرستی و سعادت براشون دارم:

 

نامش بهترین، زیبای جاودانه، بانو، جوک سرای الناز، گلستان ادب، باران رویا، یک استکان غزل، مژگان بانو، غزل پست مدرن، کلبه کوچک عشق، چشم های فرشته، اشیانه اشعار، صبح بهاری، اموزش زبان انگلیسی، عاشق واقعی، دختر لوتی، نازنین عاشق، ساعت بی کوک، بهانهیی برای بودن، سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه، هم نواف خیال الاچیق، آلبالو، گلهای احساس، شبنم سحرگاهی، تازه های ادبی، لحظات با تو بودن فراموش نمی شود، یک دختر، کلبه کوچولوی من، عذاب های جهنم، خلوتگاه، جز تو هیچی نمی خوام، با من باش تا من نیز با تو باشم، مهسون، سناتور، اشک های پنهونی المیرا، عاشق نشو، نفرین عشق، خدا..راه..نور، وطن، انتظار خورشید، محمل شکسته، باران عشق، عاشقان مهدی، خنجر عشق بهاره عزیز، نبض پاییز، شهر من، غربت، سیاه مشق های من، چشم های فرشته، ساغر فاطمه مردانی عزیز،دل مشغولی های من، اشیانه اشعار، اشک ققنوس، هر چه بخوای هست، بیا تو می بینی، شمیرانات، اگر عشق بود، قاطی پاتی، غریبستان مریم، اسمان خالی است، بوی یاس، از دوست  داشتن، عشق..مهربانی...، مریم دوستت دارم، ان سوی بی سو، من و یک دل عاشق، غیر تو که دوری از من به هیچ کسی دل نبستم، ...عشق...، کابوس های شیطان در بهشت، هنرپیشه های قدیم و جدید، اون رفت و دیگه بر نمیگرده، سلطان قلبها، یاور همیشه مومن، حرف دل(هیچ کس تنهاییم را حس نکرد) ناز مامانی، انتظار بسر میاد منتظر، سکوت عشق.

 

 

 

خوب، حالا بعد از معرفی دوستان اگه گفتین نوبت چیه؟

درست حدس زدین. نوبت پذیرایی از شما مهمانان عزیز و گرامیه.

اگه هر چیزیش کم و کسره و جشن محقریه بخوبی خودتون ببخشید.

همگی بفرمایید. نوش جان!

اول بستنی:

 

لطفا اگه زحمتی نیست نوع بستنی که دوست دارین از لینک زیر انتخاب کنید:

 

http://www.riversongs.com/greetings/icecream.html

 

بعد از بستنی نوبت به کیک میرسه. مجددا اگه زحمتی نیست هر نوع کیکی دوست دارید میتونید  روی لینک زیر کلیک کنید و از اشپز سفارش بدین:

 

http://www.riversongs.com/flas1/age.html

 

خوب، چه طور بود؟ خوشمزه بود؟ خوشتون اومد؟

نوش جان!

گوارای وجود!

 

 

حالا نوبت به کادوهاست

 

 

اول کادوی من به شما:

یک وبلاگ جدید بنام کفش های غمگین عشق تقدیم به همه شما دوستان عزیز و همه کسانی که عاشق عشقند و محبت. امیدوارم در وبلاگ جدید بتونم رضایت خاطر شما عزیزان را جلب کنم:

 

کفش های غمگین عشق: www.lastinglove.blogfa.com

 

این گلهای زیبا را هم بشما دوستان صمیمی که از گل ، گل ترین تقدیم میکنم. یکی از این گلها را نازنین خانم عزیز و خوبم بمن تقدیم کرده که منم به خودش و شما تقدیم میکنم:

                                  

  اینم یک دسته گل. هر کی یک شاخه گل برداره. خدا کنم کم نیاد شرمندتون بشم.

 

 

خوب ، ببینم دوستای گلم چی کادو اوردن؟

بهترین کادوی شما بمن سلامتی و خوشبختی شماست.

از این که دعوت من را پذیرفتید خالصانه و صمیمانه ممنون و سپاسگزارم.

همگی شما را از صمیم قلب دوست دارم.

                         

 

چون در این پست مطلب نذاشتم بهمین خاطر اخرین پست سال را در روز 21 اسفند براتون میزارم. یادتون نره. منتظر حضور سبز و صمیمانه همگی شما عزیزان هستم.

 

در پایان بار دیگر از همه شما عزیزان و دوستان گلم صمیمانه و صادقانه تشکر میکنم و ممنون و خرسندم که دعوت این حقیر را پذیرفتید. برای همگی شما بهترین ها را ارزو میکنم و امیدوارم که دلتون همیشه شاد و لباتون خندان باشه. در اخر هم نشاط و تندرستی و سعادت و خوشبختی و زندگی توام با عشق و محبت و صمیمت را برای همگی از خداوند منان ارزومندم.

 

 دوستان! قدر همدیگه رو بدونید . کینه ها و بدیها را دور بریزید و یکدیگر را دوست داشته باشید و به هم عشق بورزید. دنیا فانی است و محل گذره. از همه ما بعد از مرگمون تنها یه خوبی و و نام نیک بجا میمونه. سعی کنیم خاطرات خوب و شیرین از خودمون بجا بزاریم و بجای تخم کینه و بدی و پلیدی، بذر عشق و محیت و دوستی توی دلهامون بکاریم تا بعد از مرگمون بخوبی و نام نیک از ما یاد کنند. پیام من بشما اینه. عشق ، محبت، صمیمت و دوستی.

 

شاد و تندرست باشید

دوستدار و ارداتمند همگی شما

حمید

 

 

 صادقانه نظرتان را درباره مطالبی که تا کنون خوانده اید و درباره کمی و کیفی وبلاگم در قسمت نظرات ارائه نمایید. هر پیشنهاد و توصیه ای هم دارید حتما بیان کنید. در صورت امکان حتما استفاده خواهم کرد.بی نهایت ممنونم. یادتون نره قدم رنجه بفرمایید و به وبلاگ جدیدم نیز تشریف بیارین. منتظر حضور سبز همگی هستم. سپاسگزارم.

                           

|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385  |
 
<
 
 
بالا


BLOGFA.COM